پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - ١٤٩ و قال عليهالسلام هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ
١٤٩ و قال عليهالسلام هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ.
امام عليه السلام فرمود:
آن كس كه قدر خود را نشناسد هلاك مى شود. [١]
[١]. سند گفتار حكيمانه:
مرحوم خطيب در كتاب مصادر نهجالبلاغه از شيخ صدوق در كتاب خصال چنين نقل مى كند كه عامر شعبى- از علماى معروف اهل سنت كه او را از تابعين و فقهاى معروفشان شمردند- (وفات او در سال ١٠٤ هجرى واقع شده است) مىگويد اميرمؤمنان على عليه السلام نه جمله ارتجالًا (بدون مطالعه قبلى) بيان فرمود كه چشم بلاغت را خيره ساخت و گوهرهاى حكمت را كم ارزش نمود و همه را از رسيدن به يكى از آنها باز داشت. سه جمله در مناجات است و سه جمله از آنها در حكمت و سه جمله در ادب. اما آن سه جمله اى كه در مناجات وارد شده اين است كه فرمود: «كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً» و «كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً» و «أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ؛ اين عزت براى من بس است كه بنده تو باشم و اين افتخار براى من كافى است كه تو پروردگار من باشى تو آنگونه هستى كه من دوست دارم و مرا چنان قرار ده كه تو دوست دارى».
سه جملهاى كه در حكمت از آن حضرت نقل شده اين است: «قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ» و «مَا هَلَكَ امْرُؤٌ عَرَفَ قَدْرَهُ» و «الْمَرْءُ مَخْبُوٌّ تَحْتَ لِسَانِهِ؛ ارزش هر كس به اندازه كارى است كه به خوبى از عهده آن بر مى آيد و آن كس كه قدر و مقام خود را بشناسد هرگز هلاك نمى شود و انسان در زير زبانش نهفته شده است».
اما آن سه جمله نقل شده در ادب اين است: «امْنُنْ عَلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَمِيرَهُ» و «احْتَجْ إِلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسِيرَهُ» و «اسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظِيرَهُ؛ به هر كس مى خواهى نعمت ببخش تا اميرش باشى و دست حاجت به هر كس مى خواهى دراز كن تا اسيرش شوى و از هر كه مىخواهى بىنياز شو تا نظيرش باشى».
نويسنده كتاب مصادر بعد از ذكر اين كلام شعبى مىگويد: از جاحظ (مرد فصيح و بليغ مشهور) نقل شده كه گفته است هيچ سخنى بعد از كلام خداوند و كلام رسول الله صلى الله عليه و آله از كسى صادر نشد مگر اينكه من به معارضه با آن برخاستم مگر كلماتى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه من قادر به معارضه با آن نشدم آن كلمات چنين است: «ما هَلَكَ امْرَءٌ عَرَفَ قَدْرَهُ» و جمله «الْمَرُء عَدُوُّ ما جَهِل» و جمله «اسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظيرُه ...». (مصادر نهجالبلاغه، ج ٤، ص ١٣٠).