پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢ - شرح و تفسير از راه حق منحرف مشو و آتش فتنه را خاموش كن
گرفتم كه هرچه زودتر به اين امور پايان دهم؛ اما چه سود كه هواپرستىها و تمايل به دنيا اجازه نمىدهد.
سپس امام عليه السلام به سراغ اين مطلب مىرود كه او از همه بيشتر پافشارى به اتحاد و اتفاق مسلمانان دارد و هرگز راضى به اين شكافها نيست مىفرمايد: «بدان هيچ كس بر اتحاد و الفت امت محمد صلى الله عليه و آله از من حريصتر و كوشاتر نيست»؛
(وَلَيْسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى اللَّه عليه و آله و سلم وَأُلْفَتِهَا مِنِّي)
. من اگر تن به جنگ صفين دادم براى اين بود كه عامل تفرقه را از ميان ببرم و اگر حكميت را به اكراه پذيرفتم باز براى اين بود كه شايد راهى به وحدت باز شود اين در حالى است كه ديگران به سوى تفرقه گام بر مىدارند و مىخواهند بخشهايى از كشور اسلام را جدا ساخته و حكومتى خودكامه براى خود در آن تشكيل دهند.
آنگاه مىفرمايد: «در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مىطلبم»؛
(أَبْتَغِي بِذَلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ، وَكَرَمَ الْمَآبِ)
. اشاره به اينكه اگر تلاش و كوشش براى وحدت و الفت امت مىكنم يا در اصلاح مفاسد آنها مىكوشم نه براى اين است كه بر آنان حكومت كنم، بلكه براى طلب رضاى پروردگار است.
سپس امام عليه السلام مىافزايد: «من به آنچه با خود تعهد كردهام وفادارم (و اگر بر طبق كتاب و سنّت داورى كنى از تو پشتيبانى خواهم كرد)»
(وَسَأَفِي بِالَّذِي وَأَيْتُ [١] عَلَى نَفْسِي)
. در اينكه امام چه عهدى با او كرده بوده است كه در اينجا به آن اشاره مىفرمايد احتمالات مختلفى وجود دارد: نخست اينكه به او فرموده بود: اگر
[١]. «وَأَيْتُ» از ريشه «وأى» بر وزن «رأى» به معناى وعده دادن است