پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - شرح و تفسير يك رشته اندرزهاى مهم
كن»؛
(وَتَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَاسْتَنْصِحْهُ، وَأَحِلَّ حَلَالَهُ، وَحَرِّمْ حَرَامَهُ، وَصَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ)
. در واقع امام عليه السلام نخست توصيهاى كلى درباره تمسك به قرآن فرموده و سپس آن را با سه جمله شرح مىدهد: اوّل اينكه گوش جان به نصايح قرآن بسپارد و اندرزهايش را استخراج كرده به آن عمل نمايد. دوم اينكه حلال و حرامش را به رسميت بشناسد؛ يعنى به آن عمل كند و هرگز از آن منحرف نشود. سوم اينكه آنچه در قرآن درباره اقوام پيشين آمده از عوامل پيروزى و شكست و مجازاتهاى الهى نسبت به اقوام سركش و گنهكار را مورد توجّه قرار دهد و از آنها عبرت بگيرد، زيرا هدف قرآن تاريخنويسى يا داستانسرايى نبوده، بلكه اين بوده كه آينده مسلمانان را در آيينه تاريخ گذشتگان به آنان نشان دهد همانگونه كه قرآن مجيد مىفرمايد: « «لَقَدْ كانَ في قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَديثاً يُفْتَرى»؛ بهراستى در سرگذشت آنها عبرتى براى صاحبان انديشه بود اينها داستان دروغين نبود». [١]
جمله
«وَصَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ»
در واقع اشاره به تصديق عملى است يعنى حقايقى كه از احوال گذشتگان و سرنوشت اقوام پيشين به دست مىآيد را مورد توجّه قرار ده و از آن درس بياموز و عمل خود را با آن هماهنگ ساز.
در دومين دستور به سراغ وضع دنيا مىرود و مىفرمايد: «از حوادث گذشته براى باقيمانده وآينده عبرتگير، چراكه بعضىازآن شبيه بعضى ديگراست وپايانش به آغازش باز مىگردد و تمام آن متغير و ناپايدار است»؛
(وَاعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْيَا لِمَا بَقِيَ مِنْهَا، فَإِنَّ بَعْضَهَا يُشْبِهُ بَعْضاً، وَآخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا، وَكُلُّهَا حَائِلٌ [٢]
[١]. يوسف، آيه ١١١
[٢]. «حائل» از ريشه «حَوْل» و «حَيْلُولة» به معناى چيزى كه در ميان دو چيز حاجب و مانع مىشود و نيز بهمعناى تغير و تبدل آمده و در عبارت بالا معناى دوم اراده شده است؛ يعنى نعمتهاى دنيا دائماً در تغيير است