مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٨٥ - شرح حديث «حلال محمّد حلال إلى يوم القيامة»
پس اگر- إن شاء اللَّه- فهميدى كه امر و نهى خداوند- جَلَّ شأنُه- نيست مگر از براى صلاح و فساد و خير و شرّ خود خلق، نه به جهت احتياج خود او، پس بدان كه آنچه صلاح خلق مستمرّاً در آن بود كه به آن عمل كنند، آن امر را مستمرّاً واجب فرموده و آنچه فساد خلق مستمّراً در آن بود، آن امر را مستمرّاً حرام نمود و آنچه در عصرى صلاح ايشان در آن بود، در همان عصر امر نمود و چون در عصر ديگر، صلاح ايشان تغيير كرد و تغيير دادند حالات خود را و آنچه از براى ايشان بود، امر اوّل را نسخ فرمود و امرى ديگر را در ميان آورد و همچنين هر چه فساد اهل عصرى در آن بود، از آن در آن عصر نهى فرمود و چون در عصرى ديگر تغيير دادند آنچه بر آن بودند، آن حكم را نسخ كرد و حكمى ديگر قرار داد.
پس، از انواع اين بيان بايد دانست كه احكام الهيّه هميشه داير مدار صلاح و فساد خلق است، نه به جهت احتياج خداوند- جَلَّ شأنُه- و اين قاعده را بايد محكم گرفت و تخلّف از اين قاعده ننمود.
پس، از اين جهت بدان، نسخ شرايع سابقه و از همين قاعده بدان، كه امورى چند كه در اوّل اسلام بود، چرا بعد منسوخ شد، مثل قاعده وفات كه يكسال بود و منسوخ شد و چهار ماه و ده روز قرار شد و از همين قاعده بفهم، اختلاف حكم صحيح را با مريض و حاضر را با مسافر و مرد را از زن و پير را از جوان و بزرگ را از كوچك و حال رفاه را از سختى و وسعت را از تنگى و امثال اينها. و مجال تفصيل حال را در اين چند كلمه مختصر ندارم و از نوع بيان، آنچه ذكر نشد معلوم خواهد شد از براى كسى كه قدرى فكر خود را به كار برد.
و اگر قدرى فكر كردى، خواهى دانست كه نوع صلاح و فساد و منافع و مضارّ خلق، در همه عالمها يكجور است؛ خداوند- جَلَّ شأنُه- مىفرمايد: «وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ»[١] و مىفرمايد: «ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ»[٢]. يعنى: نيست نوع امر ما
[١]. قمر( ٥٤): ٥٠.