مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٦٥ - فصل چهارم در ذكر مذهب معتزله
جواب گوييم كه: مراد توفيقات و الطاف خاصّه است به آن معنى كه در اواخر تحقيق «أمر بين الأمرين» بيايد و توفيق بالمعنى المذكور در اين موضع، به قول اين طايفه نيز مشترك باشد ميان نيكان و بدان، لكن بدان را پذيراى آن نباشد و موجب خذلان شود و نيكان قبول آن كنند و بدان موفّق گردند و امور مذكوره سبب توفيق ايشان گردد.
وامّا اين پذيرايى و عدم آن و انبعاث خواهش از بعضى نفوس دون بعض، پس به مقتضاى ذات است و خلق ذات بر اين وجه به مقتضاى قدر الهى است كه تابع علم است و علم تابع معلوم، چنانچه در رساله شهريار گفتيم و سزاوار نيست كه كسى مطّلع گردد بر قدر الهى. پس اگر كسى كه اراده كند كه اطّلاع به آن به هم رساند، با خدا مضادّه كرده است در حكم و منازعه كرده است در سلطنت و پرده راز او را دريده است، چنانچه در مجلّد جبر و اختيار، بعضى اخبار در اين باب ذكر كرديم و در خاتمه اين كتاب نيز ذكر مىشود و مجمل بدانكه خلق هر بندهاى بر وجهى و تمكين عباد، بل كلّ ما في عالم الإيجاد بمايميل إليه؛ و خلق هر شىء- على ما كان عليه- به اقتضاى خود اوست اين نحو از وجود را، پس اگر غير اين كردى، هر آينه جهل به اين اقتضا يا بخل به قضايا ظلم لازم آمدى و هيچ يك از اينها بر واجب الوجود، عالم ذوالجود، عادل بى عديل روا نيست.
اين است كه گفتهاند:
ما كنت في ثبوتك ظهرت به في وجودك، فليس للحقّ إلّاإفاضة الوجود عليك، والحكم لك عليك، فلا تحمد إلّانفسك، ولا تذم إلّانفسك، وما يبقى للحقّ حمد إلّا إفاضة الوجود؛ لأنّ ذلك له لا لك[١].
لكن از اينكه نفس- بما هي نفس- قوّهاى بيش نيست و قوت امر عدمى است و عدم نقص محض است، پس حمد و ستايش نفس كه در اين سخن واقع شده است لاف و گزاف است و به قول مرحوم آقاى بيدآبادى از قبيل مفاخره يكى از دو هوو است در
[١]. فصوص الحكم، ص ٨٣.