مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٥٤ - اختيار
قال: قُلتُ: لم يَزلِ اللَّهُ مُريداً؟ قال: إنَّ المريدَ لا يكونَ إلّامُراد[١] معه، لم يزل [اللَّه] عالماً قادراً ثمّ أراد[٢].
كه ظاهر ترجمه آن اين است كه: گفت عاصم كه: گفتم كه: آيا هميشه خدا مريد بوده است و اراده او هميشه و قديم است؟ آن حضرت فرمود كه: اراده كننده نمىباشد به حالى، مگر حالى كه اراده كرده شده با او باشد، بلكه خدا هميشه دانا و توانا بوده، بعد از آن اراده كرد.
و حاصل آن اين است كه علم و قدرت هميشه بسته است به ذات مقدّس او، بلكه عين او است و بعد از علم و قدرت، اراده كرده است؛ به جهت آنكه اراده كه عبارت است از مجموع فكرت و همّت انگيختن و شوق به هم رساندن و زياد شدن شوق به سرحدّى كه عزم كند و باعث شود بر كردن بعد از حصول علم به نفع آن شىء، (اين[٣] مجموع من حيث المجموع، منفكّ نمىشود از مراد، يعنى فعلى كه مقصود است كردن او و هر گاه خداى تعالى هميشه اراده كننده بود، يعنى مجموع اين امور از او حاصل مىشد در ازل، پس لازم مىآيد كه شخصى كه امروز موجود مىشود، در ازل موجود بوده باشد و قديم باشد و اين خود باطل است.
پس آنچه قديم است و منفكّ از ذات نبود، علم اوست به آن شىء و خيريّت آن و اتّصاف آن جناب به اينكه مىتواند شد كه اراده از او صادر شود و مىتواند شد كه نشود كه معنى قدرت است.
پس معلوم شد از اين حديث شريف كه مراد از اراده الهى كه در آيات و اخبار است، همان جزء اخير معنى اراده است كه آن تعلّق به فعل است و نفس ايجاد است و از صفات فعلى الهى است و مراد از آن چيزى ديگر نيست از اين وسايط حادثه و نه نفس علم با صلح كه متكلّمين گفتهاند.
[١]. ب: المراد.