مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ١٥٨ - شرح حديث بيضه
نسبت اصلاح را به كسى داده كه از داخل آن بيرون آيد و نسبت افساد را به كسى كه از خارج داخل شود در آن.
لا يدري للذكر خلقت أم للأنثى.
دانسته نمىشود كه آيا از براى تولّد حيوان نر خلق كرده شده است آن بيضه يا حيوان مادّه، بلكه بيضهاى كه از آن حيوان نر متولّد مىشود در ظاهر و نظر به طبايع و صور نوعيّه مشابه و متشاكل است با بيضهاى كه متولّد شده[١] از آن حيوان مادّه، و اصلًا اختلافى در ميانه آنها مفهوم نمىگردد.
پس اين هم نه به محض فعل طبايع بلكه به مشيّت جناب صانع است جلّ شانه.
تنفلق عن مثل ألوان الطوا و يس.
پس شكافته مىشود آن و بر مىآيد از آن مرغى با رنگهاى مختلفه با هم آميخته، چون نقش و نگار الوان طاووسها كه متحيّر مىگردد از ملاحظه آن عقلها، و كند مىشود از ادراك خصوصيّات آن فهمها، با آن كه اجزاى آن بيضه مشابه و مشاكل بودند در صور نوعيّه و طبايع.
و پوشيده نيست كه انتقال از اين نحو مقدّمات به مطالب از جهت حدس مىشود و تفاوت اذهان ناس در باب حدس بسى واضح است.
پس ممكن است كه از راه اعجاز معلوم امام عليه السلام بوده باشد تحدس سائل به اين مقدمات، و بنابر آن ايراد اين مقدّمات فرموده باشند هر چند ديگرى به اين مقدمات متحدّس نشود، يا آن كه شرف مكالمه و حضور خدمت آن حضرت را دخلى در اين تحدّس بوده باشد و بعد از آن كه كار به غيبت انجامد آن حالت نباشد. پس اگر بعضى از اين مقدّمات در نظر جمعى از عقلا در حيّز منع باشد قصورى نخواهد داشت.
أترى لها مدبّراً؟
پس خبر ده اى عبداللَّه كه آيا مىبينى تو هرگاه رجوع نمايى به وجدان خود از روى
[١]. مىشود( خ ل).