مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٦٨ - فصل دوم رضا و غضب
و صبر به كار مىبرد و به آن صبر و تفكّر او را خشنودى حاصل مىشود و مىتواند بود كه اين صبر و تأمّل را به قصد خشنود شدن بجا آورد و در خشمناك شدن نيز نظير اين متصوّر است، مانند اينكه كسى خواهد كه بر كسى خشمناك شود و قبايح اعمال او را مفصّلًا تصوّر كند و به ياد آرد، تا در نفس او مادّه خشم به هيجان آيد و عادت انسان بر اين نهج جارى است كه از تذكّر و ياد آوردن احوال و وقايع گذشته خشنود و خشمناك مىشوند و بعضى از مردم در اين باب زيادتى ديگران دارند.
و نيز مىتواند بود كه به خوردن بعضى ادويه، متوصّل به خشم و خشنودى شوند و ظاهراً به تجربه پيوسته كه هر گاه مبرّدات بكار برند، دير خشمگين مىشوند و به خشنودى اقرب مىباشند و اگر مسخّنات استعمال كنند برعكس آن مىباشد.
و اگر خواهيم كه حكم كلّى باشد و شامل همه افراد رضا و غضب شود، مىتوانيم گفتن كه مراد، مباشرت رضا و غضب است، يعنى مباشرت رضا و غضب مانند مباشرت ساير افعال اختياريّه نيست، مانند برخواستن و نشستن كه آن برخواستن و نشستن به اختيار است و آدمى در حين نشست و برخاست[١] اختيار دارد و مضطرّ نيست، اگر خواهد برمىخيزد و اگر خواهد مىنشيند، به خلاف رضا و غضب كه آدمى در حين وقوع آن اختيار ندارد، بلى گاهى هست كه آدمى در اسبابى كه منجرّ به آن مىشود اختيار مىدارد و مطلوب از حديث اين است كه آدمى در حين وقوع رضا و غضب اختيارى ندارد، بر وجهى كه اگر خواهد كه خشنود نشود، تواند خشنود نشد و اگر خواهد كه غضبناك نشود، تواند غضبناك نشد و آن حالت نفسانى را از خود دفع تواند كرد و در غير آن حالت، احداث خشنودى و خشمگينى در خود تواند كرد.
[١]. ب: برخاست و نشست.