مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٦٥ - فصل اول معرفت و جهل
يعنى: آن زنديق گفت كه: چه دليل دلالت كرده بر وجود خدا؟ حضرت عليه السلام فرمود كه: «پيدا شدن كارهاى خدا بر خلق، ايشان را دلالت كرده بر اينكه آن كارها و اثرها را صانع و مؤثّر[١] در آن كرده، نه بينى[٢] كه هرگاه به سوى قصرى و بنايى نظر افكنى كه بلند شده است، مىدانى كه آن بنا را بانى هست و خود به خود حاصل نشده است، هر چند كه در وقت عمل آن بانى حاضر نبوده و مشاهده عمل او نكرده باشى؟!».
و نيز حضرت صادق عليه السلام در جواب ابن أبى العوجا- كه زنديقى ملعون بود- استدلال به[٣] ثبوت خالق به احوال مختلفه مخلوقات كرده، مانند بزرگى بعد از كوچكى و ضعف بعد از قوّت و عكس آن و صحّت بعد از سقم و عكس آن[٤][٥].
و هر گاه اين معرفت ضرورى بوده باشد و خداى تعالى آن را بىاختيار در عباد و مكلّفين خلق مىكرده باشد و اگر كسى آن را انكار كند، از روى عناد و مكابره مىكرده باشد، احوال مخلوقات افاده علم[٦] نخواهد كرد و آنها را دلالتى در معرفت، دست به هم نخواهد داد و در هر كس خدا آن علم را آفريده باشد، عارف به خدا خواهد بود، هر چند نظر در آن دلايل نكرده باشد و در هر كس كه آن علم را نيافريده باشد[٧]، عارف
[١]. ب:+/ اثر.