مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٤٠ - درآمد
چنانكه برخى محققين نوشتهاند در قرون اخير شروان به خطا شيروان گفته مىشود[١].
صاحب روضات الجنات نيز به اشتباه بودن شيروان تصريح نموده است[٢].
كسى كه در اين گفتار درباره او سخن مىگوييم نيز در آثار خود «شروانى» امضا نموده است. مانند انهايى كه به خط وى در پايان نسخهاى از من لايحضره الفقيه وجود دارد كه نوشته است «ميرزا محمّد بن الحسن الشروانى»[٣].
همين طور فرزند او حيدر على نيز «شروانى» امضا كرده است[٤].
با اين تفصيل مىتوان گفت «شيروانى» غلط مشهور است. شهرى كه در استان خراسان شمالى ايران واقع است، در گذشته و امروز به «شيروان» مشهور بوده است و نه «شروان» و اينكه در دايرة المعارف تشيع، برخى مشاهيرِ شروانِ آذربايجان را، بعد از مدخل شيروانِ خراسان ذكر كردهاند، صحيح نيست. اگر امروز به شروان، شيروان هم گفته شود، محقق شروانى از خراسان نيست، بلكه اهل قفقاز است و شرح حال او نبايد بعد از مدخل شيروانِ خراسان بيايد.
برخى مشاهير شروان عبارتاند از: فلكى شروانى (د ٤٩٠ يا ٥٠٠ ق)، خاقانى شروانى (د ٥٩٥ ق)، تفليسى شروانى (سده هفتم)، ابوالمجد شروانى (سده هشتم)، فتح اللَّه شروانى (د ٨٩١ ق)، افلاطون شروانى (د ٩٧٧ ق)، فتحى شروانى (سده يازدهم)، آقا مسيح شروانى (سده دوازدهم و سيزدهم) و ملا محمّد شريف شروانى (سده سيزدهم).
براى نام شروان با توجه به چگونگىِ تلفظ آن معناهاى گوناگونى ذكر كردهاند. در برخى منابع از اين شهر به معناى جايگان شر ياد كردهاند و در برخى ديگر كه شيروان گفتهاند آنجا را جايگاه شير دانستهاند. زين العابدين شروانى مىگويد: چون منسوب
[١]. دايرة المعارف فارسى، مصاحب؛ فرهنگ فارسى، معين؛ لغت نامه، دهخدا.