مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٩٩ - تفصيل دوم
اگر گويند: علّت فاعليّت وجوب فعل چون مخلوق خداست، پس فعل نيز مخلوق خدا باشد و واقع به ايجاب خدا.
جواب گوييم كه: هر كه فعل بنده را به اين معنى مخلوق خدا داند، قائل به جبر نيست، بلكه قول به جبر آن است كه فعل را بى واسطه بنده مخلوق خدا داند.
اگر گويند كه: اين معنى اگر چه جبر نيست، امّا شريك است در مفسده جبر؛ چه خلق ذات عاصى مثلًا كه مقتضى عصيان است و تعذيب بر عصيان در قبح مثل خلق عصيان است در دست عاصى و تعذيب بر آن.
جواب گوييم: وقتى مثل او باشد كه خلق ذات عاصى براى عصيان باشد بالذات، امّا اگر خلق او بالذات براى مصلحتى باشد و مفسده عصيان از او بالعرض لازم آيد، هر آينه قبحى لازم نيايد، چنانكه در مسأله شرّ بيايد.
اين آخر تفصيل دوم مولانا است در بيان تحقيق «أمر بين أمرين».
مؤلّف را در هر دو تفصيل بحث است.
امّا تفصيل اوّل؛ زيرا كه بالاخره منجرّ است به اين كه نفس فاعل مقتضى اراده فعل قبيح است و حال آنكه مىتواند كه اراده فعل قبيح نكند؛ چه بالبديهه اگر خواهد كه اين اراده را نكند نمىكند و توانستن معنى بغير اين ندارد، چنانكه در صدر باب گفتيم و حسن تكليف به فسخ اين اراده نيز مؤيّد است. پس صواب در جواب سؤال چهارم آن است كه گوييم كه: به وجوب اختيار، سلب اختيار نمىشود و چنين نيست كه بعد از وجوب اگر بنده خواهد كه نكند ممكنش نشود و بنا بر قول به اقتضاى ذات فاعل قبيح را، اشكال از راه استحقاق وارد مىشود و بعضى قاصران معاصران در آنچه در اين تفصيل است كه فعل قبيح به اعداد و امداد خداست گويد: كدام عاقل قائل تواند شد به اينكه خدا ديگران را از اعانت بر اثم و امداد بر آن منع نمايد و خود به فرد كامل آن متّصف باشد؟ و كى مؤمن راضى مىشود به اينكه بگويد: قتل امام حسين عليه السلام به امداد و اعداد خدا واقع شد و اگر اين اعداد و امداد نمىشد اين قتل واقع نمىشد، هر