مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٧٢ - معادن
شد و علما گفتهاند كه: قضا و قدر به چند معنى وارد شده است:
اوّل: به معنى خلق، كما فى قوله تعالى: «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ»؛[١] أي فخلقهنّ.
و قوله جلّ وعلا: «وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها»؛[٢] أي خَلَقها؛ و اين در جميع موجودات نتواند بود؛ چه به دليل ثابت شد كه افعال عباد به خلق و ايجاد خداى تعالى نيست.
دوم: به معنى ايجاب و الزام غير عقلى، كما في قوله تعالى: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ»،[٣] وقوله: «قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ»؛[٤] أي ألزمناه؛ و اين معنى نيز عامّ نتواند بود، بلكه مخصوص واجبات است.
سيّم: به معنى اعلام، كقوله تعالى: «وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ»[٥] و قوله: «إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ»؛[٦] أي أعلمنا بذلك، وكتبنا في اللّوح المحفوظ، و اين معنى صحيح است در جميع حوادث، خواه افعال عباد و خواه غير آن.
مؤلّف گويد كه: اينها همه حقّ است و قبولش لازم و ردّش غير جايز و همچنين است اينكه محقّق طوسى- طاب ثراه القدّوسي- حديث حضرت امير المؤمنين عليه السلام را بعد از انصراف از صفّين مؤيّد آورده و وجه تأييد ظاهر است.
و منكر كه فاضل قوشچى باشد مكابر است؛ زيرا كه اشاره به معنى اوّل است قول سائل در اين حديث كه: «وكيف لم نكن في شيء من حالاتنا مكرهين، ولا إليه مضطرّين، وكان بالقضاء والقدر مسيرنا ومنقلبنا ومنصرفنا»؛[٧] و اشاره به معنى دوم است آنجا كه سائل گفت:
پس قضا و قدرى كه به آن سفر ما واقع شد چيست؟ حضرت فرمود: «الامر من اللَّه الحكيم، ثمّ تلى هذه الآية: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا»[٨][٩].
[١]. فصلت( ٤١): ١٢.