مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٧٠ - فصل پنجم در بيان مذهب قدريّه
وجود عينى را اعيان ثابته خوانند و گويند: اعيان ثابته را اقتضاى ذاتى بوده كه معبّر به استعداد و قابليّت است و ايجاد هر عينى در خارج يا تجلّى وجود حقّ به صورت آن عين على اختلاف الرأيين نيست، مگر موافق استعداد بى كم و زياد، إن خيراً فخيراً، و إن شرّاً فشرّاً، پس چنانكه حقّ تعالى فرموده: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ»،[١] حقّ را بر خلق حجّتى قوى است كه هر چه به شما دادهايم به تقاضاى ذات شما بوده است و هر يك از شما آنچه به زبان استعداد طلبيد، يافت.
درياب اين را، كه تا كسى اين را درنيابد لذّت ايمان را در نمىيابد، چنانكه فرمودهاند: لا يجد العبد طعم الإيمان حتّى يعلم أنّ ما أصابه لم يكن ليخطئه، وما أخطاه لم يكن ليصيبه[٢].
اگر به لطف الهى اين دقيقه حديقه را فهميدى، معنى اين حديث و احاديث مشكله ديگر را از قبيل حديث: السعيد سعيد في بطن امّه، والشقيّ شقيٌّ في بطن امّه[٣] توانى فهميد. امّا كجاست كه بفهمى اين دقيقه را و كو كه بو كنى اين گل حديقه را، پس در خور فهم تو، حلّ ديگر در اين محلّ به خاطر مىرسد و آنچنان است كه گوييم:
تقدير خدا در گناه همين بهعدم منع است و بس و از اينكه اكثر شرايط و اسباب گناه به قضا و قدر است، چون اسباب و شرايط بينٌ بين و ذو جهتين خلق شدهاند، چنانكه در بيان معنى «أمر بين أمرين» بيايد، لهذا به تقدير دفع تقصير نمىشود.
و امّا نقض
اوّلًا: وجوب انتهاى سلسله حوادث به واجب تعالى، چنانكه بيايد.
و ثانياً: با قطع نظر از عمومات عقليّه و نقليّه، در نصوص بخصوص منصوص است كه: گناه حضرت آدم چندين سال پيش از خلق او نوشته شده بود و اين نيز خواهد آمد.
[١]. انعام( ٦): ١٤٩.