مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٦٩ - فصل پنجم در بيان مذهب قدريّه
كه: آيا من پروردگار شما نيستم؟ و همه اقرار به پروردگارى او و اعتراف به بندگى خود نموده بودند، پس بايد كه از عهده عهد خود بيرون آيند و خداى خود را كه اقرار به ربوبيّتش كردهاند بشناسند و بعد از شناختن، به آنچه لازمه بندگى و انقياد و فرمان بردارى است از ارتكات طاعات و اجتنات از معصيت و پيروى رُسُل و جانشينان ايشان، قيام نمايد و از قضا و قدر والعلم عنداللَّه سؤال نخواهند نمود؛ به جهت آنكه چنانكه محقّقان بيان نمودهاند، قضا حكم اجمالى است به احوال موجودات و قدر تابع علم ازلى است و اين علم، تابع علم به اعيان ثابته است، چنانكه علم آخرى تابع اعيان ثابته است و مراد از سرنوشت مشهور ظاهر اين باشد، چنانكه در قرآن مجيد مىفرمايد: «قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا»؛[١] يعنى به ما نمىرسد مگر آنچه براى ما نوشته شده است و هر چيزى بنابر استعدادى كه دارد موافق آن از جانب اللَّه به آن فيض مىرسد.
يكى كه مستعدّ ايمان است مىيابد و ديگرى كه مهيّاى كفر است كافر مىشود و گناه كسى ديگر نيست، چنانكه فرموده: «فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ»؛[٢] يعنى خود را ملامت و سرزنش كنيد، نه مرا؛ چه از يك زمين و آب يك چشمه، خربزه شيرين و حنظل تلخ برمىآيد و از يك چوب، خار و گل ظاهر مىشود و درخت ميوهدار و شاخ بىبر قد مىكشد،[٣] انتهى كلامه.
لمؤلّفه:
|
عالم چو نهالهاى گوناگون بود در كتم عدم |
باريد بر آن نهالها ابر وجود از بحر كرم |
|
|
هر يك ز نهالها بهر ميوه كه بود در علم قدم |
اكنون به همان ميوه خود شد موجود نه بيش و نه كم |
|