مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤١٨ - شرح حديث «أنا اللَّه الّذي لا إله إلّاأنا »
را»، به اين معنى كه توفيق دادم تا اين خير در دست او جارى شود و اين، همان تفسيرى است كه حقّ تعالى مىفرمايد كه: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى* وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى* فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى»[١]. و اين دوست داشتنى هم كه حق- سبحانه و تعالى- فرموده كه:
«خير را در دست هركس كه دوست داشتم، جارى نمودهام»، دوست داشتنى نيست كه بدون سابقه از عبادت و تقوا بوده باشد و بعد از آنكه عبادت و تقوا باعث محبّت خدايى شود، در اين صورت، اگر تيسير و توفيق شود، اجر و اعطايى است مولد استحقاق اجور و عطاياى ديگر شود و معنى فقره دويم حديث، آن است كه: «خلق كردم شر را و جارى كردم آن را در دست هركه دشمن داشتم او را»، به اين معنى كه خذلان او نمودم و سبب قدرت از او نكرده و او را بر ترك آن ملجأ نداشتم تا به اختيار، آن فعل از او صادر شد و اين، باز همان تيسيرى است كه خداى تعالى مىفرمايد كه: «وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى* وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى* فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى»[٢].
و اين دشمن داشتنى كه خداى تعالى مىفرمايد به شرح مذكور، دشمن داشتنى نيست كه بدون سابقه از معاصى و خطا باشد و بعد از آنكه معاصى باعث بغضى از جناب الهى شود، اگر تيسير، يعنى خذلان كرده شود تا معصيت را عاصى به اختيار خود نمايد، حكم معاقبه و نكال مىدارد كه موجب و مولد استحقاق معاقبات ديگر شود. اگر چه حديث مذكور را به چند معنى ديگر كه آسانتر باشد، تفسير مىتوان كرد؛ امّا براى إبان و آشكارا شدن كلمه حقّه به همين معنا كه به حسب ظاهر مشكل مىنمود، على سبيل الاستعجال به طريقه حسنى صورت ارتسام پذيرفت.
والحمد للَّهربّ العالمين.
[١]. ليل( ٩٢): ٥- ٧:« پس هر كس كه در زندگى دَهِش داشت و تقوا داشت و روزِ قيامت را تصديق نمود، پس به زودى ما كار او را آسان مىكنيم».