مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٨٩ - اختيار
المأمون: فرّجتَ عنّي فرّج اللَّه عنك[١].
مقدّمه سيّم آنكه: در حمل كلمات سابقه مستفاد شد كه اراده الهيّه بر دو قسم است: اراده تكوينى و اراده تكليفى پس علم به نفعى كه اراده عبارت است از آن، در افعال تكوينيّه مخصّص بودن آن ظاهر است و موجب اختيار احد طرفين مقدور است.
و امّا در افعال تكليفيّه، پس معنى اراده خداى تعالى نماز را مثلًا، كه فعل مكلّف است و مىكند آن را به امر خدا، اين است كه حقّ تعالى عالِم به نفع وجود نماز است از براى مكلّف هر گاه اختيار كند فعل آن را از روى اختيار، نه به اين نحو كه خدا او را مضطرّ كند به فعل و اين منافات با وجوب شرعى ندارد؛ به جهت آنكه وجوب شرعى نه معنى الجا و الزام است، بلكه مراد از آن، بيان علم به نفعى است كه موصوف است به معذّب شدن مكلّف آن بر تقدير عدم اختيار فعل، پس علم به نفع، از تكوينات اراده است و ظهور اثر تعلّق آن به آن شىء، مراد تكوين است و فعل است و در شرع تعبير مىشود از آن به لفظ «كن».
و امّا در تكليفيّات، پس لفظ امر مثل «صَلّ» به منزله ظهور اثر است در تكوينات كه از آن تعبير مىشود به لفظ «كن» و آن طلبى كه لفظ امر دلالت دارد بر آن، همان علم به نفع وجود مكلَّف به است به اختيار مكلّف، كه ظاهر مىشود اثر او در فعل مكلّف و به عبارت اخرى ظهور اثر تعلّق اراده به شىء مراد در تكوينيّات به لفظ «كن» است و در تكليفيّات به لفظ «كَوّن» به صيغه امر باب تفعيل.
و مىتوانيم گفت كه: مراد از اراده الهى در افعال عباد از امور تكليفيّه رضا باشد، يعنى خشنود است به طاعات عباد در واجبات و مستحبّات و در امور مباحه به معنى عدم منافرت و در معاصى منع نكردن ايشان به عنوان مجبوريّه كه مآل معنى «أراد أن لا يسجد» در حديث، راجع به آن مىشود و از اين باب است قول حقّ تعالى: «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»[٢].
و گاه است كه اطلاق مىشود مشيّت در افعال عباد به نسبت به حقّ تعالى بر توفيق و خذلان و ايجاد مانع، مثل گردانيدن كارد را از حلق اسماعيل و همچنين قول حقّ تعالى: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»[٣]. مراد از آن اين است كه افعال عباد خالى نيست از اينكه يا از راه توفيق است، يا خذلان، يا رفع مانع، يا ايجاد مانع، و بالجمله نه بنده مجبور است بر فعل و نه حقّ تعالى معزول است از قدرت.
و مىتوانيم گفت كه: مراد از اراده افعال عباد، همان ايجاد اسباب فعل از آلات و
[١]. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج ١، ص ١٣٤، ح ٣٣؛ التوحيد، ص ٣٤١، ح ١١؛ الاحتجاج، ج ٢، ص ٤١٢.