مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٧٩ - اختيار
بيايد وقت اطّلاع بر اين اسباب كه علم آنها پس افتاده بود و مطّلع شوند بر آنها، حكم مىكنند به خلاف حكم اوّل، پس محو مىشود نقش حكم اوّل و ثابت مىشود نقش حكم دويّم، مثل اينكه از براى افلاك علم حاصل مىشود به مردن زيد به فلان مرض در فلان شب به سبب اسبابى كه مقتضى آن است، مثل سمّ قاتل يا مرض مُهلك و از براى آنها علم حاصل نشده به اينكه تصدّق خواهد كرد پيش از آنكه حاصل شود آن مرض يا بخورد آن سمّ را، به سبب آنكه هنوز آنها را اطّلاع بر اسباب تحقّق تصدّق به هم نرسيده بود، بعد از آن علم به هم رساندند و مردن او به او اسباب مشروط بوده است به اينكه تصدّق نكند، پس اوّل حكم مىكنند به موت و بعد حكم مىكنند به صحّت و هر گاه اسباب وقوع و لا وقوع حادث در نزد افلاك متكافى و متساوى باشد و ترجيحى نيابد، به سبب آنكه هنوز وقت حصول اسباب ترجيح نيامده است، پس متردّد مىمانند در حكم به وقوع يا لا وقوع و گاهى در آنها وقوع نقش مىگيرد و گاه لا وقوع، پس اين است سبب بَدا و محو و اثبات و تردد و امثال آنها در امور عالم، پس هر گاه متّصل شد به آن قواى فلكيّه نفس پيغمبر يا امام، مىخواند در آنها بعض اين امور را، پس او را هست كه خبر دهد به آنچه ديده است به چشم دل و مشاهده كرده است به نور بصيرت، يا شنيده است به گوش دل.
و امّا اينكه اين امور را به خدا نسبت دادهاند، پس به جهت اين است كه هر چه جارى مىشود در عالم ملكوتى، جارى نمىشود مگر به اراده خدا، بلكه فعل آنها بعينه فعل خدا است؛ چون كه از نفوس روحانيّه معصيت و مخالفت نمىكنند آنچه را به آن مأمور شوند و به جا مىآورند آنچه را به آن مأمور شوند، چون ايشان را داعى بر فعل نيست الّا اراده الهيّه، چون اراده آنها مستهلك است در اراده خدا و مَثَل افلاك مَثَل حواسّ است از براى انسان كه وقت انسان قصد مىكند به امر محسوسى، حواسّ فرمان او را مىبرند، پس هر كتابتى كه در اين الواح و صحيفهها است، پس آن مكتوب است از براى خدا بعد از علم سابق و قضاى اوّل كه مكتوب است به قلم اوّل، پس صحيح است كه خدا وصف كند خود را به امثال اين امور به اين اعتبار، هر چند اين امور مُشعر به تغيّر و زوال است و خداى تعالى