مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٤ - اختيار
مىنويسند هر امرى كه در آن سال رو مىدهد و به بندگان مىرسد و امر ديگر هم هست كه در نزد حقّ تعالى است حكم آن و از براى خدا در آن مشيّت هست، پس مقدّم مىدارد آنچه را خواهد و مؤخّر مىدارد آنچه را خواهد و محو مىكند و اثبات مىكند و در نزد اوست امّ الكتاب[١].
و در روايت ديگر هم كه از صدوق نقل شده هست كه: «آنچه در شب قدر مقدّر مىشود محتوم است»[٢].
و به مضمون آنچه مذكور احاديث ديگر هست و مستفاد مىشود از اين اخبار، اينكه مشيّت خدا و اراده او و قضاى او انواع كتاب است در الواح و كتابهايى كه گذاشته شدهاند در آسمانها، كه متفاوتاند به اجمال و تفصيل و بعضى نزديك به حتم مىشود و بعضى دور از حتم و بعضى حتم است و آن همان است كه در شب قدر نوشته مىشود و بَدا حاصل مىشود در غير آنچه در شب قدر نوشته شده و امّا اينكه اين امور از جمله اسبابى هست كه در ازل مقدّر شده كه سبب حصول اشيا بشوند و امرى بدون اينها واقع نشود، پس عقل ما به آن احاطه نمىكند و آنچه فرمودهاند بايد تصديق كنيم؛ چون برهان عقلى هم برخلاف آن نيست.
و مبسوطتر از اخبار پيش، كلينى رحمه الله روايتى نقل كرده از معلّى بن محمّد، قال:
سُئل العالم عليه السلام كيف علمُ اللَّه؟ قال: «علم و شاء و أراد و قدّر و قضى و أمضى، فأمضى ما قضى، و قضى ما قدّر، و قدّر ما أراد، فبعلمه كانت المشيّة، و بمشيّته كانت الإرادة، و بإرادته كانت التقدير، و بتقديره كان القضاء، و بقضائه كان الإمضاء، والعلمُ متقدّم [على] المشيّة، والمشيّة ثانيةٌ، و الإرادة ثالثةٌ، والتقدير واقع على القضاء بالإمضاء، فللَّه- تبارك و تعالى- البَداء فيما علم متى شاء، و فيما أراد لتقدير الأشياء، فإذا وقع القضاء بالإمضاء فلا بداء، فالعلم بالمعلوم[٣] قبل كونه، والمشيّة في المُنشأ قبل عينه، والإرادة في المراد قبل قيامه، والتقدير لهذه
[١]. الكافي، ج ٤، ص ١٥٧، ح ٣؛ الفقيه، ج ٢، ص ١٥٩، ح ٢٠٢٨؛ تفسير العيّاشي، ج ٢، ص ٢١٥، ح ٥٨.