مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٣٣ - شرح حديث «إنّ للَّه عِلمين »
رساند كه خداوند علم خاصّان خود را كه بعد بايد به جهت ايشان حصول به هم رساند، اسناد به نفس اقدس خود داده و او را علم خود ناميده، البتّه منع از اسناد علم حادث به اين معنى به خداوند نخواهد نمود و بيضاوى خود در تفسير اين آيه گفته است: «ليتعلّق علمنا به موجوداً»[١]، چنانچه در الصافى روايت كرده كه فرمودند:
«لنعلم ذلك منه وجوداً بعد أن علمنا أنّه سيوجد»[٢].
و هر صاحب سوادى مىفهمد كه نسبت حدوث و استقبال را به تعلّق علم بر معلوم صحيح دانستهاند و خداوند نفس تعلّقات حادثه را در چندين موضع از كتاب خود علم ناميده و اسناد به خود داده، چنانچه مىفرمايد: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ»[٣]، و مفسّرين تصريح كردهاند كه مراد از نفى علم، نفى تعلّق آن است به موجود خارجى.
پس اطلاق علم بر متعلّقات حادثه به حدوث معلومات صحيح است، چنانچه از تفسير آيه قبل معلوم شد و امام فخر رازى تصريح بر اين نموده[٤].
و خداوند در موضع ديگر مىفرمايد: «وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ»[٥]؛ و قولُه تعالى: «وَ ما أَصابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ* وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نافَقُوا»[٦].
پس چگونه اسناد اين علوم تعلّقّيه حادثه به سوى خداوند صحيح نباشد و حال
[١]. همان.