مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٣١ - شرح حديث «إنّ للَّه عِلمين »
چيزهايى كه وعده فرموده است به وقوع آنها به لسان ملائكه و انبيا؛ زيرا كه تكذيب نفس مقدّسه خود و ملائكه و انبيا را نمىفرمايد، چنانچه موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود:
فما علّمه ملائكتَه و رُسلَه؛ فإنّه سيكونُ لا يكذّب نفسَه و لا ملائكتَه و لا رُسُلَه[١] الحديث. و مباحث اين مطلب بسيار است، چون خواهش اختصار نموده بودند، به اجمال كوشيده شد و اهل نظر را همين قدر كافى است.
و امّا اينكه سؤال فرموده بوديد كه: آيا احدى از علما به وجود علم حادثى براى خداوند قائل شده است يا نه؟
اگر مراد اين است كه خداوند اقدس- جلّ و علا- احداث علمى به معلومات در خود مىفرمايد و بعد از آن، معلومات را به آن علم حادث، موجود مىفرمايد و آنها را به همان علم مىداند، يا آنكه ديگرى در ذات او علمى پديدار مىكند، تا آنكه اوّلًا به بعضى از صنايع جاهل است، پس به تجربه و تفكّر متدرّجاً علمى در ذات اقدس او حادث مىشود و استفاده علوم از معلومات مىنمايد، يا آنكه علم او با معلومات معيّت دارد، به اين معنى كه قبل از احداث و ايجاد، علمى براى او نيست و با احداث، عالم به موجودات مىشود، تَعالَى اللَّهُ عن جَميعِ ذلكَ عُلُوّاً كَبيراً.
گمان نمىكنم كه هيچ سفيهى به چنين حرفها تفوّه نموده باشد، چه جاى آنكه عالمى از علماى شيعه، كه رجوعش به كتاب و سنّت و نظرش به محكمات دين باشد و اگر چنين سخنها از مجهول الحال ديده شود، عقلًا حكم بر جنون و سفاهت او مقدّم است بر كفر او و نسبت چنين اعتقادى به علما، محض افتراست تا جهل به مراد ايشان و اگر مراد از علم حادث اين است كه خداوند اقدس- جلّ و علا- مقادير و هيئات و آجال و ارزاق و فنا و بقاى اشياء و جَميع ما لَها و عَلَيْها- آنچه هست- علم همه را مخزون و ضبط و حفظ فرموده است در امّ الكتاب، چنانچه موسى عليه السلام فرمود:
[١]. الكافي، ج ١، ص ١٤٧، ح ٦؛ تفسير العيّاشي، ج ٢، ص ٢١٧، ح ٦٧؛ بحارالأنوار، ج ٤، ص ١١٣، ح ٣٦( بهنقل از كتاب المحاسن).