مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٢٨ - شرح حديث «إنّ للَّه عِلمين »
پس هر وقت بخواهد محو فرمايد از اذهان صافيه و حواسّ زاكيه حجج عليهم السلام آنچه را كه محتوم نفرموده است، يا اينكه ثابت كند آنچه را موجود نكرده، تا مطلّع شوند بر بعضى از علوم مكنونه مخزونه در خزائن كه مفاتيح آنها را نمىداند غير از خداوند عزّ وجلّ، منقّح مىسازد قلوب منوّره ايشان را كه نفس خزائن علوم مكنونه است، پس مطّلع مىسازد ايشان را به هر قدر بخواهد و از اينجا است كه فرمود: يُبسَطُ لنا العلمُ فنعلم، و يُقْبَضُ عنّا فلا نَعلمُ[١].
و قبض و بسط علم در ايشان نمىشود مگر از آنچه مخزون مكنون است در قلوب ايشان؛ چنان فرمودند: ليس العلمُ في السماء فينزل عليكم، و لا في الأرض فيصعد إليكم، بل مخزون مكنون في قلوبكم، تخلّقوا بأخلاق اللَّه يظهر لكم[٢].
و چون خود اين بزرگواران به مفاد اين حديث- كما ينبغي- عاملند و عَلَى الدوام به جدّ و جهد تمام، سعى و كوشش ما لا كلام، در تخلّق به اخلاق اللَّه مىنمايند، پيوسته اخلاق اللَّه به نحو كمال و اكمل در ايشان ظهور به هم مىرساند، پس لازالَ ظهور علوم مكنونه مخزونه در ايشان، از براى ايشان، در تزايد و تضاعف است و چون صفات واحد خدايى عامّه نهايتى براى هيچ يك از آنها نيست، مانند رحمت و قبض و جود و عطا و امثال اينها از ساير صفات حسّى، استزاده و استفاده ايشان را نيز غايت و نهايتى نيست، پس احاطه به علمى از علوم مكنونه در خود به هم نمىرسانند مگر به قدرى كه خدا بخواهد؛ زيرا كه احاطه به اخلاق اللَّه به هم نمىرسانند مگر به قدرى كه متخلّق به آنها گرديدهاند و آن صفات خداوندى خُلق ايشان گرديده است، پس آن صفات، پيوسته نور آنها منبسط در جميع مراتب وجود مىگردد و مثل رحمت و فيض، كه خداوند مىفرمايد: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»[٣] و بعضى از اعلام دين مىفرمايد:
|
و راحتى الدهر من قَصقاص جودهم |
مملوئتان فما للفيض تعطيل |
|