تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٦
مبلّغ پيام الهى، بيش از همه و پيش از آن كه به تبليغ و دعوت ديگران قيام كند، بايد به يافتههاى خويش عمل كند تا مردم پيش از شنيدن گفتار او كردار نيك او را مشاهده كنند.
چنين كارى از نظر روانى بر تأثير پيام مىافزايد و مردم با ديدن هماهنگى گفتار و كردار مبلّغ، بهتر به گفتههاى او ايمان مىآورند و به درستى آن مطمئن مىشوند. در فرهنگ اسلامى، مبلّغى قابل تقدير و تجليل است كه پيش از راهنمايى ديگران، خود راه ايمان را با انجام عمل صالح بپيمايد، به تعبير امام على عليه السلام:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ اماماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَأْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها احَقُّ بِالْاجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ» «١» آن كسى كه خود را (راهنما و) پيشواى مردم قرار مىدهد، بايد پيش از تعليم ديگران به تعليم خويش بپردازد و نيز بايد ادبآموزى با كردار را بر ادبآموزى با زبان مقدّم دارد و آموزگار و ادبكننده خويش بيش از آموزگار و ادبآموز مردم، شايسته تجليل است.
پيامآوران الهى، بدون استثنا از اين ويژگى برخوردار بودند و هرگز عملى برخلاف كيش و آيينى كه مبلّغ آن بودند، انجام نمىدادند بلكه برعكس، همواره با كردار نيك و صحيح، گفتار خويش را تأييد مىكردند و چه بسا عمل آنان بيش از گفتارشان نمود داشت و مردم را متوجه دين آنان مىكرد. بهعنوان نمونه: حضرت ابراهيم عليه السلام، نخست به بتپرستان اعلام كرد:
«وَ تَاللَّهِ لَاكيدَنَّ اصْنامَكُمْ بَعْدَ انْ تُوَلُّوا مُدْبِرينَ»» و به خدا سوگند، در غياب شما نقشهاى براى نابودى بتهايتان مىكشم! مشركان اين سخن را جدّى نگرفتند و جملگى براى انجام مراسمى، شهر را تخليه كردند و حضرت ابراهيم عليه السلام نيز، فرصت را غنيمت شمرد و همه بتها را قطعه قطعه كرد