تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧١
نيز نتيجه ابلاغ پيام و اتمام حجت از سوى خدا نسبت به انسانهاست كه توسط پيامرسانان دينى انجام مىپذيرد. پس وجود مبلّغان الهى، حجّت او را بر مردم محقّق مىسازد و مسأله پاداش و جزا را معنا مىدهد و خداوند در روز قيامت براساس گفتار و تبليغ آنان به حساب مردم رسيدگى مىكند، چنانكه فرمود:
«وَ لَوْ انَّا اهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْلا ارْسَلْتَ الَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ اياتِكَ مِنْ قَبْلِ انْ نَذِلَّ وَ نَخْزى» «١» اگر ما آنان را پيش از آن (كه قرآن را بفرستيم) با عذابى هلاك مىكرديم (در قيامت) مىگفتند: پروردگارا چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم پيش از آنكه خوار و رسوا شويم.
د- اسوه بودن پيامآوران الهى به گفتههاى خويش پيش از ديگران ايمان مىآورند و بيش از همه بدانها عمل مىكنند و در واقع آنچه را باور دارند و بدان عمل مىكنند، به ديگران نيز مىآموزند و از آن تبليغ مىكنند و با عينيت بخشيدن به ذهنيت خود، نمونه عملى انديشه و باور خويش را به نمايش مىگذارند و بدين وسيله راه گرايش و توجه مردم را نسبت به پيام الهى آسان مىسازند. از اين رو «انسان» بودن فرستادگان در سيستم پيامرسانى الهى يك اصل است و خداوند هيچگاه فرشته يا موجود ديگرى را به عنوان پيامبر خود به سوى مردم گسيل نداشته است بلكه همه انسان بودهاند با همه نيازهاى انسانى كه مانند ديگران به دنيا مىآمدند، غذا مىخوردند و مىآشاميدند، راه مىرفتند و مىخوابيدند و پس از مدتى نيز از دنيا مىرفتند، در غير اينصورت نمىتوانستند الگو و سرمشق انسانها باشند و مردم نيز پيام آنان را نمىپذيرفتند. حتى در قرآن مىخوانيم:
«وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ» «٢»