تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٦
دارد و گاهى زمينه آن را ندارد. چنانكه ممكن است در جمع نپذيرد و در خلوت پذيرا باشد. امام رضا عليه السلام مىفرمايد:
«انَّ لِلْقُلُوبِ اقْبالًا وَ ادْباراً او نَشاطاً وَ فُتُوراً فَاذا اقْبَلَتْ بَصُرَتْ وَ فَهِمَتْ وَ اذا ادْبَرَتْ كَلَّتْ وَ مَلَّتْ فَخُذُوها عِنْدَ اقْبالِها وَ نَشاطِها وَاتْرُكُوها عِنْدَ ادْبارِها» «١» دلها رويكرد و رويگردانى دارند يا داراى نشاط و بىميلى هستند؛ هرگاه اقبال نشان دهند، بينا و دانا مىشوند و هرگاه روى مىگردانند، ناتوان و خسته مىشوند. بنابراين هنگام اقبال و نشاط، آنها را به كار مىگيريد و هنگام بىميلى، آنها را به حال خود گذاريد.
تكرار پيام اين حسن را دارد كه فرصت مىيابد دلهاى رميده را در مناسبتهاى مختلف به دام اندازد و پايبند محتواى خويش سازد. به گفته سعدى:
گر چه دانى كه نشنوند بگوى هر چه دانى ز نيكخواهى و پند زود باشد كه خيرهسر بينى به دو پاى اوفتاده اندر بند دست بر دست مىزند كه دريغ نشنيدم حديث دانشمند «٢» ظاهر زيبا و فريباى دنيا بهگونهاى طبيعى انسان را به خود مشغول و از معنويات و عالم ملكوت باز مىدارد و اگر كسى از اين سوى او را نخواند فريب مىخورد و كمكم سقوط مىكند، تكرار پيامهاى روحافزاى الهى گاه و بيگاه و در هر كوى و برزن، از چنين فاجعهاى جلوگيرى مىكند؛ تكرار نواى ملكوتى اذان در شبانه روز، تكرار و تأكيد بر تقوا در خطبههاى نماز جمعه و ... چنين نقشى را ايفا مىكند.
روش قرآن قرآن مجيد، عملًا بر صحت و كارآيى تكرار صحه گذاشته و آن را در عرصههاى گوناگون بهكار گرفته است و طى تعبير لطيفى به تكرارى بودن آيات خود و اثر ارزنده آن