تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٠
سرّ و علن حاصل نشود. «١» بدون ترديد چنين كاربردى، مرهون علل و انگيزههاى متعددى است كه به پيام، مبدأ، مبلّغ، زمان و مكان و ... پيوند دارد كه برخى را از نظر گذرانديم و برخى را كه در وجود پيام نهفته است تحت عنوان انگيزههاى نفوذ، تبيين مىكنيم.
علل و انگيزههاى نفوذ اضافه بر آنچه ياد شد، مزاياى بىشمار ديگرى در پيام الهى نهفته است كه آن را از نفوذ شگفتانگيزى برخوردار مىسازد، نفوذى كه با هيچ پيام ديگرى قابل مقايسه نيست؛ در ميان انسانها پرنفوذترين پيامها از آنِ نوابغ و دانشمندان است ولى آنها اوّلًا از رشته تخصصى خود فراتر نمىروند و ثانياً با زبان خاصّ خود سخن مىگويند كه تنها آشنايان با زبان پيامشان را دريافت مىكنند. ديگر اينكه حداكثر در عقل مخاطبان خود نفوذ مىكنند. امّا پيام الهى قلمرو عقل را درمىنوردد و وارد سرسراى دل مىشود و آن را تسخير مىسازد، يعنى در عمق روح بشر وارد مىشود، همه احساسات بلكه همه وجود او را در اختيار مىگيرد و در راه حقيقت به حركت درمىآورد. «٢» برخى از علل و انگيزهها را در زير بيان مىكنيم.
١- قابليت استدلال پيام الهى همواره عقل آدمى را مورد خطاب قرار مىدهد و از انسانهاى خردپيشه مىخواهد كه به محتوايش بينديشند و در استدلال و برهانى كه ارائه مىدهد تدبّر كنند، سپس عالمانه و آگاهانه آن را بپذيرند؛ از اين رو، نخست فرمود:
«قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ...» «٣» بگو: خدا، دليل رسا و قاطع دارد.