تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٨
كشور خاصّى مىشود، از نظر اسلام نكوهيده و مردود است و برترى نژادى يا اقليمى، جايى در اسلام ندارد و هيچ كس مجاز نيست پيام خدا را در چهارچوبهاى تنگ ملّىگرايى و نژادپرستى محدود نمايد يا دم از «پان عربيسم»، «پان ايرانيسم»، «پان تركيسم» و مانند آن بزند زيرا اسلام، دين بدون مرز، فراملّيتى و جهانى است در تاريخ آمده است:
روزى سلمان فارسى در مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله حضور يافت، مردم مقدمش را گرامى داشتند و به خاطر كهولت سن، فضل و دانش و نزديكى به پيامبر صلى الله عليه و آله او را در صدر مجلس جاى دادند و از او تجليل به عمل آوردند. در اين اثنا عمر وارد مجلس شد و با ديدن اين وضع به عنوان اعتراض گفت: «اين فرد عجم كيست كه در ميان عرب جا باز كرده و صدرنشين شده است؟» رسول خدا صلى الله عليه و آله با شنيدن اين سخنان، بر منبر قرار گرفت و فرمود:
«انَّ النَّاسَ مِنْ آدَمَ الى يَوْمِنا هذا مِثْلُ اسْنانِ الْمُشْطِ؛ لا فَضْلَ لِلْعَرَبِىِّ عَلَى الْعَجَمِىِّ وَ لا لِلْاحْمَرِ عَلَى الْاسْوَدِ الَّا بِالتَّقْوى ...» مردم، از حضرت آدم عليه السلام تا امروز، مثل دانههاى شانه (يكسان) اند؛ عرب بر عجم و سرخ بر سياه هيچ امتيازى ندارد مگر به سبب تقوا.
آنگاه پس از اعلام اين قاعده كلّى به دفاع از سلمان فارسى پرداخت و برخى از فضائل او را براى حاضران بازگو كرد. «١» ب- عوامل برونى:
اين دسته عوامل، مبلّغ را از خارج، تحت فشار قرار مىدهند تا دامنه پيام خدا را محدود كند و به ارشاد و هدايت گروه، قبيله، قشر يا كشور خاصى بسنده نمايد يا برخى از پيامها را تبليغ كند و از طرح برخى خوددارى نمايد. حاكمان هواپرست، مرفّهان بىدرد، مستكبران مادّهگرا، خشكه مقدسان كج فهم از جمله عوامل فشارى هستند كه با تطميع، تهديد، تبعيد، قتل و شكنجه درصدد مانعتراشى در كار تبليغ برمىآيند و با لطايف الحيل مىكوشند تا از انتشار پيام الهى جلوگيرى كنند و از فعّاليتهاى