تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٩
تازهترين- و نه آخرين- اين مكتبهاى پوشالى و ياوهسرا، گزافههاى ماركسيسم بود كه حدود ٣٤ قرن، بسان ويروسى خطرناك به تخريب انديشهها پرداخت و تارهاى عنكبوتى فلسفه علمى را به جاى كاخ طلايى انديشه مترقى جلوهگر ساخت و افكار ميليونها نفر را به بازى گرفت و در نهايت- به تعبير امام راحل قدس سره- به موزههاى تاريخ سپرده شد؛ چرا كه مانند ديگر مكاتب منقرض شده، از محتوا، ويژگيها و كارآيى يك پيام الهى تهى بود، علاوه بر آنكه بر مبدأ پيام قابل اعتمادى متّكى نبود.
آنان كه با تبليغ در قرآن ٥٩ ٢ - كاربرد عمودى:
ص : ٥٨ عقل و خرد، سر و كار دارند، بهخوبى در مىيابند كه تا پيام از شرايط كافى برخوردار نباشد، ره به جايى نخواهد برد، به اين داستان، توجه كنيد:
معروف است كه بهمنيار- شاگرد بوعلى سينا- به او گفته بود: اگر تو ادّعاى پيامبرى بكنى با نبوغى كه دارى، موفق خواهى شد تا مردم را به گرد خود فراهمآورى و افكار و عقايد خويش را به آنان القا كنى! بوعلى سينا- كه عاقلتر و زيركتر از آن بود كه تحت تأثير اين سخنان قرار گيرد- با دليل و استدلال نتوانست بهمنيار را از اين پيشنهاد منصرفكند تا اينكه در زمستانى سرد با هم به سفر رفتند، نيمهشبى كه هوا بسيار سرد بود و برف مىباريد، بوعلى خواهشى از بهمنيار كرد ولى او به بهانههاى مختلف از برآوردن خواسته استاد خود سر باز زد، در همين اثنا كه آن دو مشغول بحث بودند، مؤذّنى از بالاى مناره مسجد، نواى ملكوتى اذان سر داد، بوعلى به بهمنيار گفت: اينك پاسخت را بگير! تو- كه شاگرد من هستى و سالها نزد من درس خواندهاى- يك خواسته مرا به خاطر برف و سرما اجابت نكردى، ولى با گوش خود مىشنوى كه يكى از پيروان پيامبر واقعى در همين سرما و پس از قرنها كه از عمر آن پيامبر مىگذرد، بالاى مناره رفته و مردم را به سوى پيام او فرا مىخواند. «١» اينك سه محور ياد شده يعنى؛ محتوا، ويژگيها و كارآيى پيام الهى را تبيين مىكنيم تا چيستى آن روشنتر گردد.
الف- محتوا محتواى هر پيام، ارتباط مستقيم با مبدأ آن دارد و در واقع، اين منويات، خواستهها،