تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤١
كمك شايانى مىكند و سبب كارآيى و نفوذ هر چه بيشتر آن مىشود.
يكى از امتيازهاى ارزنده پيام الهى همين است كه مبدأ پيام، داناى آشكار و نهان جهان هستى است و هيچ موجودى از حيطه علم او خارج نيست و با چنين علمى، براى انسانها پيام مىفرستد؛ او بهخوبى مىداند كه چه كسى در چه موقعيتى و در چه سن و سالى، به چه پيامى نياز دارد و به همين دليل، براى افراد و گروههاى گوناگون، پيام مخصوص دارد، همانگونه كه براى موضوعات مشترك بين زن و مرد و كودك و كهنسال پيام مشترك فرستاده است. مبلّغ نيز بايد خود را با مبدأ پيام هماهنگ كند و با شناخت مخاطبان، پيامى مناسب به آنها بدهد:
دامن پر خاك ما چون طفلكان در نظرمان خاك، همچون زرِّ كان طفل را با بالغان نبود مجال طفل را حق كى نشاند با رجال؟ «١» مبلّغ بايد با جدا كردن و متمايز ساختن مخاطبان، با آنان، با زبان خودشان، سخن بگويد، پيام مفيد به حال هر گروه را به آنان برساند؛ مسائل زنان را با مردان و امور مردانگى را با زنان در ميان نگذارد، با كودكان از سكرات مرگ سخن نگويد و با پيران از ايّام كودكى و بازيهاى كودكانه نگويد و به جوانان از نشاط و كار و خودسازى و آيندهنگرى و استقلال و ... سخن بگويد تا حسّ قهرمانپرورى، اعتماد به نفس، استقلال شخصيت و مانند آن را در آنان زنده و تقويت كند و باور كنند كه گفتههاى مبلّغ با خواستههاى فطرى و طبيعىشان هماهنگ است و معارف الهى، تنها منبعى است كه براى برنامهريزى زندگى مىتوان به آن اعتماد كرد، چنان كه «اصحاب كهف» جوانانى بودند كه با دريافت صحيح پيام الهى، به همه عادات و رسوم بتپرستى پشت پا زدند و هرگونه خطرى را به جان خريدند و با پناه بردن به كوه و بيابان تصميم گرفتند به هر قيمتى كه شده، ايمان خويش را حفظ كنند و هرگز به آيين بتپرستى برنگردند. «٢»