تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠٩
اين همه به علّت تأثيرى كه گذاشته مسامحةً مىتوان از آن با واژه «افسون» ياد كرد چرا كه مؤمن و كافر در برخورد با آن مسحور گرديدند؛ عدّهاى مجذوب شدند و گرويدند و عدّهاى مسحور شدند و گريختند ولى هر دو جماعت از اثر نافذ آن سخن گفتند زيرا بهگونهاى يكسان هر دو تحت تأثير جاذبه آن قرار گرفته بودند. مسأله پيچيدهاى پيش آمده بود؛ سحر قرآنى را در اعماق وجود خود حس مىكردند ولى قدرت تحليل و تعليل آن را نداشتند و نمىدانستند كه افسون آن نظم شگفتآور در چيست و آن مطرب از كجاست كه ساز حجاز ساخت! ... «١» بدون ترديد تأثير حيرتانگيز قرآن در جان انسانها و در جاودانه تاريخ، مرهون ابزار پيشرفته نيست بلكه- صرفنظر از محتواى يگانه و منحصر به فرد آن- پيام الهى در بهكارگيرى ابتدايىترين ابزار، موفقترين بوده و با كمترين امكانات، نهايىترين تأثير را در مخاطبان خود نهاده است و بايد گفت؛ اسلام قرنها پيش از تكنولوژى تبليغ و بيش از همه و بهتر از همه «هنر» را به استخدام تبليغ دينى درآورد و قرآن را- كه عاليترين پيام است- در قالب زيباترين هنر به بشر عرضه كرد و محتوا و قالب، هر دو معجزه است و هرگز مانند آنها در دنيا تكرار نخواهد شد. رهبر گرانقدر انقلاب در اين باره مىفرمايد:
قرآن كريم يك اثر هنرمندانه است و عظمت قرآن از جمله، از اين جهت است كه از لحاظ هنرى و بيان و اداى مطلب به شكل هنرمندانه به تمام شيوههاى هنرى زمان خود و بعد از خود و قبل از خود فائق آمد ... «اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَديثِ» «٢» خداى متعال بهترين و زيباترين گفته و سخنها را نازل كرد كه تأثير اين سخن زيبا و پرمغز و پرمضمون اين است كه دلها را مىلرزاند و به خود جذب مىكند. ... يقيناً خداى متعال قادر بود كه همين معارف و معانى قرآنى را در قالب يك نوشته معمولى مثل مؤلّفين و نويسندگان و حكما و فلاسفه نازل كند امّا آن جاذبه لازم را نمىداشت، جاذبه هنرى قرآن و صداى رساى هنرمندانه آيات آسمانى آنچنان دلها را مجذوب مىكرد كه كه هر كه مىتوانست زبان عربى را بفهمد مجذوب قرآن مىشد، چه عالم و درسخوانده و چه انسانى عامى و بيسواد، هنر اينگونه است. «٣»