تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦١
در مرحله بعد فرمود ما برهان و دليل قاطع خود را براى شما مطرح كرديم تا كوركورانه و بدون حجت و دليل، پايبند به دين نشويد:
«يا ايُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ انْزَلْنا الَيْكُمْ نُوراً مُبيناً» «١» اى مردم! براى شما از سوى پروردگارتان دليلى روشن آمد و نور آشكارى به سويتان نازل كرديم.
نور آشكار، قرآن مجيد است و برهان به قرآن و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تفسير شده «٢» كه در هر صورت مطلب بالا را تأييد مىكند.
و چون خود، مستدل و منطقى سخن مىگويد و هرگز وهم و گمان و شايد و احتمال و مانند آن را مبناى پيام قرار نمىدهد، از مخالفان خويش نيز مىخواهد كه در مقام بحث و احتجاج، مستدل سخن بگويند و براى ادّعاى خود، برهان اقامه كنند؛ به طور مثال، به منكران توحيد مىگويد:
«... ا الهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ» «٣» آيا معبودى همراه خداست؟ بگو: اگر راست مىگوييد، دليل خود را بياوريد.
همچنين در آيات متعددى، از تعقّل، تفكّر، تدبّر، خردمندان، يقين، عالمان و مانند آن سخن مىگويد كه ثابت مىكند پيام الهى بر علم و استدلال پايهريزى شده و پرواضح است كه خردمندان را به خود جذب مىكند و عقل و انديشه آنان را در اختيار خود مىگيرد، از اين رو:
سراسر كتاب و سنّت را تفكّر و استدلال تامّ عقلى تشكيل مىدهد؛ آنچه مربوط به تعبّد است، غيرمستقيم به عقل مبرهن برمىگردد و آنچه مربوط به تعقل است (اصول و معارف اوّليه دين) با براهين عقلى، تماس مستقيم دارد. «٤»