تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦١
بخش اوّل: اهها با توجه به مطالب فصل گذشته و واقعيتهاى خارج، درمىيابيم كه مبلّغ، در برابر مخاطبان گوناگونى قرار خواهد گرفت؛ برخى اهل منطق و استدلالند و مطالب مستدل و منطقى را پذيرا هستند، گروهى احساساتى و وابسته به مسائل عاطفى و كششهاى درونى خويشند؛ دستهاى نيز در برابر عقل و منطق، خيرهسرى نشان مىدهند و اهل عاطفه و احساس هم نيستند و بيشتر در پى جنجال آفرينى، هياهو، مجادله و نزاعند، عدهاى نيز يافتمىشوند كه روحيهاى خفته و خاموش دارند و بركه وجودشان، راكد و بىحركت است و مبلغ بايد براى ارشاد و هدايت هر يك از اين گروهها راه مناسبى در پيش گيرد و آنان را بهتناسب روحيهاى كه دارند بهنحوى فراخوانى كند. حكمت، موعظه، جدال و خطابه راههاى متعارفى است كه پيش روى مبلّغ قرار دارد؛ قرآن مجيد در آيه ١٢٥ سوره نحل بر سه راه نخست تصريح دارد و خطابه نيز راه فراگيرى است كه امكان دارد حكمت و موعظه و جدال را توأم كند يا يكى از آنها را در برداشته باشد و يا مطالبى سواى آنها را طرح نمايد.
اينك به تبيين راههاى ياد شده مىپردازيم.
١- حكمت ريشه حكمت، «حكم» به معناى بازداشتن براى اصلاح است و به همين سبب به لگام حيوان و لنگر كشتى حكمت مىگويند چون آنها را از رها شدن و فساد باز مىدارد.
واژهنويسان قرآنى، حكمت را چنين معنا كردهاند: «حكمت يعنى حقيابى به وسيله علم و عقل؛ اگر به خدا نسبت داده شود يعنى شناخت واقعى اشياء و ايجاد آنها در نهايت