تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧٠
به يغما مىبرد و ارزش آدمى را به حد پايينتر از حيوانات مىرساند، بدين سبب، قرآن با طرح آنها در موعظههاى هشدار دهنده خود، مخاطبان را به طور جدّ از آلودگى به آنها بازداشته است از قبيل.
دنياپرستى، تجملگرايى، پيروى از هواى نفس، آرزوهاى طولانى، عصبيت، ستم، تبعيض، نافرمانى خدا، شرك، جهل، خود فراموشى، حقكشى، فحشا، فراموش كردن عالم پس از مرگ و «١» ٣- جدال احسن در قرآن مجيد مىخوانيم:
«وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فى هذَا الْقُرآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْانْسانُ اكْثَرُ شَىْءٍ جَدَلًا» «٢» در اين قرآن، براى مردم همهگونه مثال آورديم و انسان ازهمه آفريدهها بيشتر جدال مىكند.
از اين آيه برداشت مىشود كه «جدال» از اوصاف طبيعى و تكوينى انسان است كه مانند صفات فطرى ديگر، او را از ساير جانداران ممتاز مىكند.
انسانها گرچه در بسيارى از مسائل زندگى با يكديگر به جدل و مناظره مىپردازند همچون؛ مسائل اقتصادى، علمى، معيشتى، عادى و ... ليكن مجادله و مناظره در مسائل فكرى و اعتقادى، جلوه و نمود خاصّى دارد بهگونهاى كه ذهن، با يادآورى اين واژه بلافاصله به مسائل ياد شده معطوف مىشود.
لفظ «جدل» با مشتقاتش، ٢٧ بار در قرآن تكرار شده، شايد بدان دليل كه اسلام با كشمكشهاى فكرى و تقليدى- كه درون فكر انسان رشد مىكند- مواجه بوده است چنانكه با كشمكشهاى خارجى، دينى، اجتماعى و سياسى مواجه بوده است كه در اجتماعات غير اسلامى بر زندگى بشر سايه افكنده است و آنها بسيار كوشش كردهاند كه