تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٥
فراوان عطا شده و [اين مطلب را] جز خردمندان، درك نمىكنند! حال اگر مبلّغ از نعمت حكمت برخوردار باشد و آن را در راه تبليغ دين خدا به كار گيرد و حكيمانه و مدبّرانه به ارشاد و هدايت مردم اقدام نمايد، علاوه بر خود، ديگران را نيز از اين خير كثير بهرهمند مىسازد و از هر بذر حكمتى كه در دلها مىكارد، هفت خوشه و از هر خوشهاى صد جوانه خواهد روييد «١» و مخاطبانى كه پيام حكيمانه خداى حكيم را از مبلّغان حكيم و فرزانه فراگيرند، جامعهاى استوار و با حكمت تشكيل خواهند داد كه عموم كردار و گفتار و افكارشان بر محور حكمت دور خواهد زد.
٢- موعظه ريشه موعظه «وعظ» است كه بهمعناى بازداشتن همراه با بيم دادن مىباشد و در تعريف موعظه گفتهاند: «يادآورى كارهاى نيك بهطورى كه دل در برابر آن نرم شود.» «٢» علّامه طباطبايى با توجه به اين تعاريف مىنويسد:
«موعظه عبارت از بيانى است كه نفس شنونده به سبب آن نرم و قلبش رقيق مىشود؛ زيرا صلاح حال شنونده و مطالب عبرتانگيز را در بردارد كه آثار پسنديده و ثناى جميل و مانند آن را نتيجه مىدهد.» «٣» ١/ ٢- جايگاه موعظه نخستين و بزرگترين واعظ هستى، پروردگار عالم است كه پى در پى و مدام به اشكال گوناگون به پند و اندرز آدميان مىپردازد و بهترين موعظهها نيز از آن اوست:
«... انَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ انَّ اللَّهَ كانَ سَميعاً بَصيراً» «٤»