تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٤٨
شهيد مطهرى پيرامون تبشير و انذار مىگويد:
هر دو براى بشر ضرورى است؛ يعنى فقط «تبشير» كافى نيست، شرط لازم هست ولى شرط كافى نيست. «انذار» هم شرط لازم است ولى شرط كافى نيست. «سبع المثانى» كه در مورد قرآن گفته مىشود، يك جهتش اين است كه در قرآن كريم، تبشير و انذار مقرون به يكديگرند، يعنى از يك طرف بشارت است و مژده و از طرف ديگر، انذار و اعلام خطر، در دعوت، اين هر دو حكم بايد توأم باشد، اشتباه است اگر داعى و مبلّغ تنها تكيهاش روى «تبشيرها» يا «انذارها» باشد بلكه هر دو را بايد به كار ببرد.» به همين دليل سفيران الهى بدون استثنا با رسالت تبشير و انذار برانگيخته شدهاند:
«وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلينَ الَّا مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ» «٢» ما پيامبرانمان را جز مژدهدهنده و بيمدهنده نمىفرستيم.
٢- دنيا و آخرت در جهانبينى توحيدى، دنيا مقدّمه آخرت و سراى باقى، نتيجه دنياى فانى است، از اين رو پرداختن به اين، بدون رسيدن به آن و رسيدن به آن، بدون وسيله اين، امكان ندارد از اين رو موحّدان واقعى، كمال اخروى را در سراى دنيوى جستجو مىكنند و ميان آن دو تعادل برقرار مىسازند؛ نه كمال معنوى را پاى بت دنيا قربانى مىكنند چنان كه مترفان و خيالبافان چنين مىكنند و نه براى رسيدن به كمالات روحى، از نعمتهاى اين جهانى خدا چشمپوشى مىكنند همانگونه كه رهبانان و مرتاضان ادعا مىكنند. آنان قرآن را نصبالعين خويش قرار مىدهند كه خواهان آخرت برتر و دنياى پاك و سالم است:
«وَابْتَعِ فيما اتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْاخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ...» «٣» در آنچه خدا به تو عطا كرده، سراى آخرت را جستجو كن و بهرهات را از دنيا نيز فراموش نكن.