تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٧
است و خداى سبحان همانگونه كه در اثبات ذات مقدس خود، نيازى به غير ندارد، در اثبات لوازم توحيد- از جمله دعوت مردم به سوى خود- نيز نيازى به ديگران ندارد و در مرحله نخست، خود فراخوانى خلق را بهسوى خويش برعهده دارد، چنانكه چنين كارى هم در «عالم ذرّ» انجام گرفته و هم در دنيا و آخرت انجام مىگيرد. «١» دعوت در عالم ذر و عالم آخرت تكوينى است، ولى دعوت در دنيا تشريعى است كه در قالب احكام دينى تبلور يافته و از مردم خواسته به آن پاسخ مثبت دهند. «٢» در مرحله دوم، اين كار بزرگ و مقدّس را به انبياى عظام محوّل كرده و فرموده است:
«يا ايُّهَا النَّبِىُّ انَّا ارْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً وَ داعِياً الَى اللَّهِ بِاذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً» «٣» اى پيامبر! ما تو را گواه و بشارت دهنده و انذار كننده و دعوتگر به سوى خدا، به فرمان او و چراغى پرفروغ، مبعوث كرديم.
«اصل چنين كارى (دعوت) را كه از خداست، بعثت مىنامند و كسى كه با اذن خدا مردم را دعوت مىكند، «مبعوث» خدا خواهد بود.» «٤» ١٢٤ هزار پيغمبر، از سوى خداوند مبعوث شده، پيام الهى را به مردم رساندهاند.
گرچه پيامبران اولوالعزم و مشرّع (قانونگذار) پنج تن بيشتر نبودند و ساير پيامبران، مبلّغان پيامى بودهاند كه اين پنج پيامبر آورده بودند كه آنان را پيامبران تبليغى مىناميم.
پس از پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله- كه نه پيامبر مشرّع و نه پيامبر مبلّغ خواهد آمد- وظيفه تبليغ پيام پيامبر برعهده امام معصوم است و در زمان غيبت امام نيز برعهده عالمان اسلامى است.
بدين ترتيب تبليغ از جايگاهى بس رفيع و ارجمند برخوردار است و مبلّغان واقعى اسلام، در واقع، پيامبران پيامبرند كه او نيز پيامآور خداست. «٥»