تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٣
دهان او مىنهد و با زبان او مىگويد.
بايد گفت اين كشش درونى و عشق و علاقه به قهرمانها و الگوها، وجود آنها را در زندگى بشر، ضرورى ساخته است و:
ضرورت و نقش الگوها در پرورش، همانند نقش سرمشق و قطبنما در آموزش و پيمايش است؛ الگوها، سرمشقها و قطبنماهاى تربيت و تكامل و مسير دشوار انسان كامل شدن هستند. ما براى ساختن انسان صالح، نيازمند يك قطبنما و سرمشق هستيم تا انسانها را به دنبال او بفرستيم و راه صلاح و فلاح را به كمك و نشان او بنمايانيم، ترتبيتهاى علمى، بدون نمايش سمبلها و نمونهها و مدلها، رهنمونىهاى خشك و بىروح و منجمدى هستند كه ثمرهاى كم توجه و بس ناچپز دارند. نمايش الگوهاى صالح در رشد و بارورى زمينهها و راهنمايى مسيرهاى شايسته چهبسا از دهها ساعت سخنرانى و صدها مقاله در امر تربيت، نافذتر و پربارتر باشد. «١» اسلام به اين كشش درونى و ضرورت زندگى انسانى، پاسخ مثبت داده و قرآن مجيد يكى از روشهاى تربيتى و تبليغى خويش را «الگو دهى» قرار داده و فرهيختگان و نخبگان را بهعنوان دين مجسّم به انسانها نمايانده و نمونههاى انسان كامل را در منظرشان ترسيم كرده است تا با اسوه قراردادن آنها، در مسير تكامل و تقرب الىاللّه گام بردارند.
قرآن و الگودهى قرآن مجيد در نخستين سوره خود- كه هر مسلمانى موظّف است دست كم ده بار آن را در نمازهاى شبانهروزى خود تلاوت كند- عطش الگوخواهى پيروان خويش را افزون مىكند و به آنان مىآموزد كه پيوسته بايد در پى الگوهاى الهى حركت كنند، در غير اينصورت گمراه و نگونبخت خواهند شد.
از سوى ديگر، در ديدگاه قرآن، پيامگزارى الهى با اسوههاى معصوم شروع مىشود و با آنان خاتمه مىيابد؛ نخستين پيامآور الهى- آدم عليه السلام- انسان برگزيده درگاه خداست