تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٨
قرآن مجيد جايگاه تبليغ را تا آنجا بالا برده است كه هدايت يك نفر را با هدايت همه مردم برابر دانسته، چنانكه كشتن يك نفر را با كشتن بشريت مساوى قرار داده است:
«... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ اوْ فَسادٍ فِىالْارْضِ فَكَانَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ احْياها فَكَانَّما احْيَا النَّاسَ جَميعاً ...» «١» هركس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه همه انسانها را كشته و هر كس انسانى را زنده كند، چنان است كه گويا همه مردم را زنده كرده است.
روايات متعدّدى زندگى در اين آيه را به زندگى فكرى و هدايت و ارشاد معنا كردهاند كه نتيجه تبليغ مىباشد اگر چه ظاهر آيه، نجات انسان از غرق شدن، سوختن و كشتن به دست ديگران را نيز مدّ نظر دارد:
فضيل بن يسار مىگويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم منظور از «احيا» در اين آيه چيست؟ فرمود: منظور نجات از غرق شدن يا سوختن است. گفتم: اگر كسى را از گمراهى به هدايت آورد، چه؟ فرمود: چنين كارى بزرگترين تأويل اين آيه است. «٢» رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز در اين زمينه فرموده است:
«لَانْ يَهْدِىَ اللَّهُ بِكَ رَجُلًا واحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها» «٣» اينكه خداوند يك نفر را بهوسيله تو هدايت فرمايد، برايت از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است.
اين جايگاه شريف و ارزشمند، در طول تاريخ بشرى، بهترين انسانها را به سوى خود خوانده و آنان عاشقانه و خالصانه در همه عمر كوشيدهاند تا چراغ هدايت الهى را روشن نگه دارند و كاروان دلهاى مستعد را به سر منزل توحيد برسانند، به گفته شبسترى:
يكى خط است ز اول تا به آخر بر او خلق جهان گشته مسافر در اين ره انبيا چون ساربانند دليل و راهنماى كاروانند مقام دلگشايش جمع جمع است جمال جانفزايش شمع جمع است وز ايشان سيّد ما گشته سالار هم او اول هم او آخر در اين كار شده او پيش و دلها جمله در پى گرفته دست جانها دامن وى «١» قرآن مجيد همواره نخبگان امّت اسلامى را به جلوس در اين جايگاه شريف مىخواند و گوش جانشان را با اين نداى ملكوتى خويش نوازش مىدهد:
«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ امَّةٌ يَدْعُونَ الَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» «٢» بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى و امر به معروف و نهى از منكر كنند و آنان همان رستگارانند.
نقش تبليغ در تكامل جامعه بشرى بررسى ساختار روحى و بافت اجتماعى انسانها نشان مىدهد كه عامل اصلى تكامل جامعه بشرى چيزى جز عنصر ارزنده تبليغ نيست و هيچ عاملى جايگزين آن نخواهد شد.
به گفته يكى از نويسندگان:
«تاريخ پر نشيب و فراز جوامع انسانى، گواهى مىدهد كه تبليغ و ارتباط فكرى و اعتقادى در هيچ عصر و زمانى از هيچ جامعهاى جدا نبوده است، حتى جوامع ساده و ابتدايى نيز ناگزير بودهاند پيامهاى خود را در رابطه با مسائل مشترك حياتى به هر نوع ممكن، اعم از نقوش، حجّارى، دود، آتش، شيپور، تصاوير، پرچمها، كلمات، اشارات، شايعات، جارچىها، كبوتران و ديگر سمبلها و رمزها و ابزارها به همنوعان خود منتقل كنند. آثار بر جاى مانده از نسلهاى پيشين، طى هزاران سال حتّى عصر حجر و دهها هزار سال پيش از اين و خطوط و تصاوير