تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٠
پيرو پيامبر شما شده بهخاطر همين كارهاى بزرگوارانه بوده است، من نيز به دين شما درمىآيم، آنگاه با آن حضرت بازگشت و چون، خوب او را شناخت، مسلمان شد. «١» مردى مسيحى به امام باقر عليه السلام گفت:
تو بقر هستى! خير، من باقرم.
تو پسر يك زن آشپز هستى.
آشپزى شغل او بود. (ايرادى ندارد!)
تو فرزند زنى سياه و زنگى و بددهن هستى! اگر راست مىگويى، خدا او را بيامرزد و اگر دروغ مىگويى، خدا تو را بيامرزد! مرد مسيحى از اين برخورد كريمانه و مؤدّبانه امام شرمگين و پشيمان شد و تحت تأثير اخلاق اسلامى امام قرار گرفت و اسلام آورد. «٢» علماى ربّانى و مبلّغان راستين نيز- كه شاگردان و پيروان واقعى معصومين هستند- چنين روشى را در طول زندگى خويش، پياده مىكردند و همواره با تبليغ عملى، بيش از تبليغ زبانى، بر استوارى راه و حقّانيت دين خويش، صحّه مىگذاشتند تبليغ در قرآن ١١٠ ٨/ ٣ - صبر و استقامت ص : ١٠٩ و به همان اندازه كه رجالِ علم بودند، مردان عمل بودند.
نكوهش تبليغ بىعمل:
دعوتگرِ غير عامل بسان آبراهى فلزّى است كه آب را از سرچشمه به مزارع خشك انتقال مىدهد و خود نهتنها سودى از آن نمىبرد بلكه زنگار گرفته كمكم نابود مىشود. در قرآن مجيد و فرهنگ دينى، دانشمند و دعوتگرِ بىعمل به شدّت مورد نكوهش قرار گرفته و محكوم شده است، زيرا وقتى انسان به سخنى كه مىگويد عمل نمىكند يا بدان سبب استكه دلش با زبانش هماهنگ نيست و به گفتههاى خود اعتقاد ندارد- كه در اين صورت گرفتار «نفاق» شده است- يا عمل نكردن به علّت ضعف و سستى اراده است كه آن نيز رذيله خطرناكى است كه با سعادت انسان در تضادّ