تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١٨
داستان فرزندان آدم را بحق بر آنان بخوان؛ كه هر يك قربانيىّ پيشكش كردند ولى از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد.
٥- داستان داستان سرايى، كانال ارزشمند ديگرى است كه قرآن مجيد براى تبليغ و تعليم و تربيت به كار گرفته و از جاذبههاى شوقانگيز آن استفاده كرده، زمينههاى پيامگيرى و يادگيرى بهتر را در مخاطبان خويش آماده نموده و اهداف ارزنده خودرا پياده كردهاست.
حكايت، نقل، قصه، سمر، سرگذشت، حديث وافسانه، نامهاى ديگر داستان است «١» كه امروزه حجم وسيعى از ادبيات نوين و كهن را به خود اختصاص داده و در رشتههاى متعدّد تخصصى، بخشى از علوم متداول را تشكيل مىدهد و بسان موتور محرّكه هنرهاى نمايشى عمل مىكند و بهگونههاى مختلف؛ مستند، تخيّلى، رمّان، كوتاه، بلند، داستانك و ... تقسيم مىشود و مىتوان گفت؛ داستانهاى قرآن از نوع داستانهاى مستند يا تاريخى است. گرچه امتيازهاى خاص خود را دارد كه بدان خواهيم پرداخت. يكى از پژوهشگران علوم قرآنى پيرامون داستان تاريخى و مقايسه آن با داستانهاى قرآنى مىنويسد:
نوعى داستان به نام «داستان تاريخى [يا مستند] وجود دارد كه تنها به نقل بىكم و كاست وقايع تاريخى مىپردازد نه حوادث ساختگى و به عبارت روشنتر؛ اين داستان از پديده «امكان» و «احتمال» تبعيت نمىكند، با اين همه، داستان مزبور [نيز] به نوبه خود در بر گيرنده عناصر تخيّلى است تا آنجا كه مىتوان گفت اين عناصر تخيّلى، بافت همه وقايع داستان يا برخى از موقعيتها، رويدادها، شخصيتها و محيطهاى آن را تشكيل مىدهد و اين با داستانهاى قرآن كه به راستى مىتوان آنها را «داستان مستند» ناميد كاملًا در تضادّ است، زيرا داستان قرآنى در عين آن كه به نقل رويدادهاى واقعى مىپردازد، عناصرى را برگزيده كه مبيّن انديشههايى است كه نصّ قرآن كريم آنها را در نظر گرفته است. «٢» ويژگيهاى داستانسرايى قرآن: گرچه پديده داستانسرايى، سابقهاى به قدمت تاريخ