تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣٩
يا سهگانه پرستى فرو رفتهاند و عزير پيامبر يا حضرت مسيح را پسر خدا تلقى كردهاند، خود به ضلالت رفتهاند و از پيامبران، قصور و تقصيرى سر نزده است:
«وَ ما كانَ لِبَشَرٍ انْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنَّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لى مِنْ دُونِ اللَّهِ ...» «١» هيچ بشرى را نشايد كه خداوند، كتاب و حكم و نبوت به او عطا كند، سپس او به مردم بگويد:
«بجز خدا مرا بپرستيد!» پس از توحيد، محورهاى زير نيز از اصول مشترك پيامآوران الهى است:
١- تبشير و انذار: همه پيامبران از روش تبشير و انذار براى تربيت مردم و تحكيم عقايد آنان استفاده كردهاند. «٢» ٢- تبليغ رايگان: مبلّغان الهى جملگى مخلصانه و بدون هيچگونه چشمداشتى از غير خدا به تبليغ و دعوت مردم همّت مىگماشتند. «٣» تمجيد، تأييد و تصديقِ پيامبرانِ ديگر، نيز از اوصاف همه آن بزرگواران بود و هيچ پيامبرى پيامبر ديگر را تكذيب نكرد و سخنان و كارهاى او را تخطئه ننمود، همانگونه كه بهطور معمول از پيامبر پساز خود خبر مىدادند و مردم را به پيروى از او فرامىخواندند.
رفع ظلم و ستم و دعوت به عدالت و اقامه قسط اصل مشترك ديگر در ميان همه پيامبران بود و آنان تلاش مىكردند تا جامعه خويش را بسان مدينه فاضلهاى بسازند كه قسط و عدل جاى هرگونه تبعيض و ستم را بگيرد. «٤» توجه دادن به عالم آخرت و عينى كردن معاد در زندگى مردم نيز در همه اديان الهى وجود داشت و آنان بهطور متناوب، پيروان خويش را از عالم پس از مرگ آگاه مىساختند.
مشتركات متعدد ديگرى نيز در اديان الهى وجود دارد كه به خاطر رعايت اختصار به آنها نمىپردازيم.