تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٤
اوّلى هر فكر و مكتب است از او سلب نمايند، در اين صورت اسلام، از دفاع- كه حق مسلّم هر پديدهاى است- سود مىجويد و به گوشمالى فتنهگران مىپردازد و به پيروان خويش فرمان جهاد مىدهد:
«وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدّينُ لِلَّهِ فَانِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ الَّا عَلَى الظَّالِمينَ» «١» با آنان پيكار كنيد تا فتنهاى باقى نماند و دين، مخصوصِ خدا گردد پس اگر (از فتنهگرى) دست كشيدند، جز بر ستمگران، مجازاتى نيست.
كسى كه با الفباى اسلام آشنا باشد با اندك دقّتى در مىيابد كه جهاد اسلامى هرگز براى شستشوى مغزى ديگران و تحميل عقايد اسلامى نيست زيرا چنين كارى اوّلًا امكان ندارد و نمىتوان فكر و عقيدهاى را بر كسى تحميل كرد. از اين گذشته، بر فرض امكان، عقيده تحميلى هيچگونه ارزشى ندارد. سوم اينكه قرآن مجيد، خود بر تِز كينهتوزانه «اسلام دين شمشير است» خط بطلان كشيده و با سرفرازى اعلام داشته:
«لا اكْراهُ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ ...» «٢» هيچ اجبارى در پذيرش دين نيست زيرا راه صحيح از راه انحرافى متمايز شده است.
به گفته مصلح جهان اسلام علّامه كاشفالغطا:
«اسلام پيشگام در جنگ نيست و با اختيار خود بدان مبادرت نمىورزد، اين دشمنان هستند كه جنگ را بر او تحميل مىكنند و مسلمانان در جنگ نيز جز با وسايل مشروع نمىجنگند، در جنگ و صلح از تخريب، آتشسوزى، استفاده از مواد شيميايى، بستن آب بر روى دشمن، خوددارى مىكنند همانگونه كه كشتن زنان و كودكان و اسيران را جايز نمىدانند و ... هر كارى را كه شرف و مروّت انسانى از آن ابا دارد و از پستى و قساوت و وحشيگرى برمىخيزد، هرگز مرتكب نمىشوند.» «٣»