تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٧
مسيحيان- از حضرت عيسى عليه السلام مىپرسد: «آيا تو به مردم گفتهاى كه: «من و مادرم را بجز خدا به خدايى بگيريد؟!» آن حضرت در پاسخ مىگويد:
«... سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لى انْ اقُولَ ما لَيْسَ لى بِحَقٍّ ... ما قُلْتُ لَهُمْ الَّا ما امَرْتَنى بِهِ انِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبّى وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهيداً ما دُمْتُ فيهِمْ ...»» منزهى تو! من حق ندارم چيزى را كه شايسته من نيست بگويم ... من به آنها چيزى جز آنچه را كه به من دستور دادى، نگفتم و آن اينكه (به آنان گفتم): خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و شماست و تا آن زمان كه ميان آنان بودم، مراقب و گواه آنان بودم.
سخنان حضرت مسيح عليه السلام سرشار از ادب و زيبايى است؛ او نخست، تسبيح خدا مىگويد و او را از هرگونه نسبت ناروايى منزه مىشمرد، سپس اعتراف مىكند كه شايسته پيامرسان نيست كه سخن ياوه و ناحق بگويد و يا نسبت به پيام خيانت كند، آنگاه با صداقت اعلام مىكند كه جز دستور خدا كار ديگرى انجام نداده است. «٢» ٤- تسليم:
نتيجه سه بخش گذشته اين مىشود كه مبلّغ در برابر پيام الهى كه سراسر حق است، تسليم محض باشد، آن را با جان و دل بپذيرد، بدان عمل كند و بدون افزايش و كاهش انتشار دهد و هرگز در دستورات الهى، چون و چرا نكند و دست و زبان خويش را به توجيه و تحريف آنها آلوده نسازد. قرآن مجيد ضمن تصريح بر ويژگى تسليم در برابر امر خدا و ضرورت آن در پيامرسانان الهى، از پيامبران و دانشمندان مؤمن يهود، به خاطر داشتن اين ويژگى به نيكى ياد كرده، مىفرمايد:
«انَّا انْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ اسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْاحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهٍ شُهَداءَ ...» «٣» ما تورات را نازل كرديم كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران- كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند- با آن براى يهود حكم مىكردند و (همچنين) علما و دانشمندان، به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مىكردند.