تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧٥
قرآن مجيد مىفرمايد:
«قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ اهْدى مِنْهُما اتَّبِعْهُ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ» «١» بگو: «اگر راست مىگوييد (كه تورات و قرآن از سوى خدا نيست) كتابى هدايت بخشتر از اين دو از نزد خدا بياوريد تا من از آن پيروى كنم.» مجادلهگر نبايد جز حق بگويد و جز حق بپذيرد بلكه بايد محكم و متقن سخن بگويد، از سخن سست پرهيز كند و سخن سست طرف مقابل را نيز با منطق محكم رد نمايد. رهنمود قرآن در اين باره چنين است:
«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَديداً»» اى مؤمنان، تقواى الهى پيشه كنيد و سخن محكم بگوييد.
٤- خطابه معناى لغوى خطابه «سخن گفتن رو يا رو با ديگران» است. «٣» خطابه مىتواند به عنوان سبك تبليغ و قالب ارائه حكمت، موعظه و جدال به حساب آيد يا همرديف موعظه شمرده شود چرا كه محتواى آن چيزى جز يكى از آن سه موضوع نخواهد بود بويژه كه زمينه فعاليت موعظه و خطابه هر دو در دايره احساسات و عواطف، محدود مىشود با اين وصف، هر يك شرايط جداگانهاى مىطلبد و تفاوتهايى نيز با هم دارند، از ين رو برشمردن خطابه در كنار سه راه ياد شده خالى از لطف نيست.
شهيد مطهرى (ره) پيرامون خطابه و مقايسه و تفاوت آن با موعظه مىنويسد:
موعظه با خطابه نيز متفاوت است؛ سر و كار خطابه نيز با احساسات است امّا خطابه براى تهييج و بىتاب كردن احساسات است و موعظه براى رام ساختن و تحت سلطه درآوردن.
خطابه آنجا به كار آيد كه احساسات خمود و راكد است و موعظه آنجا ضرورت پيدا مىكند كه