تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٨
تكرار مطالب مهمّ و كاربردى مانند داستان پيامبران، بويژه حضرت ابراهيم و موسى عليهما السلام كه خاطرات شيرين بتشكنى و طاغوتستيزى را در اذهان زنده مىكند.
تكرار متين و شوقآور ارزشهاى انسانى همانند؛ عبادت، نيايش، تقوا، صبر، تزكيه، حقگويى، خداخواهى و غيره.
هشدارهاى مكرّر نسبت به فريبندگى مظاهر مادّى و بازگو كردن فرجام نكبتبار دنيا پرستان گمراه براى عبرت و پندگيرى مؤمنان.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليه السلام نيز همگام با قرآن در كلمات گهربار خويش، مطالب اساسى دين را به شكل منطقى و آموزنده تكرار مىكردند و اين روش را به شكلى زيبا و غير ملالآور در تبليغ پيام الهى به كار گرفتند.
٣- همراهى اين روش بيشتر در مناظره با مخالفان به كار مىآيد و مبلّغ با حفظ عقايد صحيح خويش، مقدارى با گفتههاى مخاطب همراه مىشود و پس از اثبات بىتعصّبى و نداشتن جمود فكرى خود، در موقع مناسب به در هم شكستن افكار باطل او مىپردازد و آراى صائب خويش را مبرهن مىسازد.
بهترين نمونه قرآنى اين روش، در زندگى قهرمان توحيد- حضرت ابراهيم عليه السلام- نمودار است؛ آن بتشكن فرزانه در ميان مردمى نادان رشد و نما كرد كه عدّهاى به خرافه بتپرستى دل بسته بودند و گروهى به گزافه خورشيد و ماه و ستارهپرستى پرداخته بودند و آن بزرگوار با ايمان و شجاعتى وصفناپذير به مبارزهاى بىامان دست زد و يكى از روشهايى كه در پيش گرفت، روش همراهى بود:
در رابطه با بتپرستان، نخست با شكستن بتها طلسم جمود و خرافهپرستى را شكست و ضربهاى كارى بر عقايد پوچ آنان وارد كرد و با سالم نگهداشتن بت بزرگ ونهادن تبر بر دوش او راه بحث و مناظره را باز كرد و آنگاه كه از سوى بتپرستانِ خشمگين مورد اعتراض قرار گرفت، فرمود: