تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣٧
اصل دوم: اصول گرايى پرداختن به مسائل ريشهاى و اصلى پيش از مسائل فرعى و روبنايى و ترجيح اهم بر مهمّ، كارى است عقلايى و در برنامه همه خردمندان نيز يافت مىشود و در دستور كار مبلّغ دينى هم قرار دارد.
در نظام تعليم و تربيت دينى، مسائل بىشمار عقيدتى، عملى و اخلاقى در يك دستهبندى اهميتى قرار مىگيرد و برخى نسبت به برخى ديگر از موقعيت برترى برخوردارند گر چه جملگى ضرورى و داراى نقش ويژه خويشند و مبلّغ موظّف است شرايط مختلف مخاطبان خود را شناسايى كند و ضمن اولويت دادن به اصول، پيامها را به تناسب آن شرايط ابلاغ نمايد در غير اين صورت علاوه بر اينكه اهداف پراهميت تبليغى فداى هدفهاى كم اهميت مىشود، مىتوان گفت؛ مسائل فرعى و درجه دوم نيز چندان مثمرثمر نخواهد بود، اگر نگوييم اصلًا ثمرى نخواهد داشت.
سيره پيامبران مبلّغان معصوم بدون استثنا از اين اصل پيروى مىكردند و در تبليغ دين خدا اولويت نخست را به مسائل اصولى و ريشهاى مىدادند و پس از تحكيم اعتقادات زيربنايى به مسائل فرعى مىپرداختند. بهطور مثال:
قاعده اصلى و سنگ زيرين آسياى دينرا «توحيد» تشكيل مىدهد. بههمين دليل نخستين جمله تبليغى رسولان الهى دعوت به يگانه پرستى بود. قرآن مجيد دراين باره مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى