تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٦
مىرساند و تو نمىتوانى پيام خود را به گوش خفتگان در گور برسانى! همچنين آنان، چشم خود را بر روى حقايق بستهاند و تصميم گرفتهاند كه آيات و بيّنات روشن الهى و واقعيتهاى دينى را نبينند و نابينايانى را مىمانند كه اگر صدها نورافكن هم جلو چشمشان روشن باشد، هيچ چيز را نمىبينند:
«وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ الَيْكَ افَانْتَ تَهْدِى الْعُمْىَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ» «١» گروهى از آنان به سوى تو مىنگرند (امّا گويى هيچ چيز نمىبينند) آيا تو مىتوانى نابينايان را هدايت كنى، هر چند نبينند!؟
اين گروه با اين كه پيام خدا در عين صلابت، متانت، استحكام و زيبايى بيان مىشود، از روى نادانى و عناد، در برابر آن ايستادگى مىكنند و با گستاخى و لجاجت اعتراف مىكنند كه ما از ادراك معارف والاى الهى عاجزيم؛ «... فَاعْرَضَ اكْثَرَهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ وَ قالُوا قُلُوبُنا فى اكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا الَيْهِ وَ فى اذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ انَّنا عامِلُونَ» «٢» بيشتر آنان رويگردان شدند، از اين رو چيزى نمىشنوند و گفتند: «دلهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مىكنى، در پوششهايى قرار دارد. پس تو به دنبال عمل خود باش، ما هم براى خود عمل مىكنيم! آنان با اينگونه سخنان بىمنطق، دست كم، مُبلّغ را در برابر خود، خلع سلاح مىكنند و او را از تاثيرگذارى پيام مأيوس مىنمايند، خداوند نيز مبلّغان را از بىتأثير بودن دعوت اين گروه آگاه كرده، مىفرمايد:
«وَ انْ تَدْعُوهُمْ الَى الْهُدى لا يَتِّبَعُوكُمْ سَواءٌ عَلَيْكُمْ ادَعَوْتُمُوهُمْ امْ انْتُمْ صامِتُونَ» «٣»