تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٦
«... انَّ الظَّنَّ لا يُغْنى مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً» «١» گمان، هرگز انسان را از حق بىنياز نمىكند.
و حضرت صادق عليه السلام نيز مىفرمايد:
«انَّ اصْحابَ الْمَقابيسِ طَلَبُوا الْعِلْمَ بِالْمَقاييسِ فَلَمْ تَزِدْهُمُ الْمَقابيسُ مِنَ الْحَقِّ الَّا بُعْداً ...» «٢» اهل قياس، دانش را از راه قياس طلب كردند ولى قياس جز بر دورى آنها از حق نيفزود.
ديگر اينكه حق را با ياوه درنياميزد و به مخاطبان تحويل دهد، همانطور كه نبايد حق را كتمان كند و از برملا كردن آن دريغ ورزد:
«وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ انْتُمْ تَعْلَمُونَ» «٣» و حق را با باطل نياميزيد و حقيقت را- با اينكه مىدانيد- كتمان ننماييد.
مخاطبان نخستين اين آيه، دانشمندان يهودند؛ آنان با اينكه مىدانستند، آخرين پيامبر الهى، حضرت محمّد صلى الله عليه و آله خواهد بود و حتى اوصاف و نشانههاى او را نيز در تورات خوانده بودند بهخاطر منافع مادّى خويش، حقيقت را با ياوهگوييهاى خود بر مردم مشتبه كردند و از جايگاه علمى و تبليغى خويش سوء استفاده نمودند و نگذاشتند يهوديان به آن حضرت ايمان بياورند. «٤» روشن است كه خطاب قرآن منحصر در علماى يهود نيست بلكه شامل همه كسانى مىشود كه در جايگاه تبليغ و نشر پيام الهى قرار مىگيرند؛ چنين كسانى بايد همواره خدا را حاضر و ناظر بر كردار و گفتار خويش بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند كه در محضر او كلامش را كتمان، تلبيس يا تحريف كنند، چنانكه وقتى خداوند- براى اتمام حجت