تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٠
عمليات تبليغى به راحتى انجام پذيرد. از اين رو مىفرمايد:
«وَ ما ارْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ الَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ...» «١» ما هيچ پيامبرى را جز به زبان ملّتش اعزام نكرديم تا (پيام ما را) براى آنان تبيين كند.
وجود همزبانى بين پيامبر و امّت، لازمه درمان دردهاى فرهنگى جامعه است چرا كه پيامبران، سِمَت طبيب فرهنگى را نسبت به مردم خود دارند. منظور از زبان در اينجا [آيه بالا] تنها لهجه يا لغت نيست بلكه منظور، فرهنگ مردم است. پيامبر بايد نقاط ضعف و قدرت امّت را بداند و سوابق (او) نيز بايد پيش آن مردم روشن باشد؛ يك انسان ناشناس نمىتواند پيامبر امّت ناشناخته باشد. «٢» براين اساس، مبلّغان پيام الهى بايد در ابعاد جامعهشناسى، روانشناسى، تاريخ، جغرافيا، محيط، فرهنگ، آدابو رسوم، نيازمنديهاى مادّى ومعنوى، وضعيت روحىو روانى مخاطبان و دهها پديده ديگر، اطلاعات كافى داشته باشند تا عمليات تبليغى آنان، موفق شود.
در اينجا به اين نتيجه مىرسيم كه مبلّغ، بايستى پيش از شروع به تبليغ، براى امثال اين پرسشها، پاسخ قانعكننده داشته باشد:
مخاطب كيست؟
سطح ايمان تبليغ در قرآن ١٥٠ ٣ - ظرفيت مخاطبان ص : ١٤٨ و آگاهى او چقدر است؟
از نظر روانى و اجتماعى در چه موقعيتى قرار دارد؟
به چه نياز دارد و ظرفيت پذيرش او چقدر است؟
و محورهاى فوق را به اختصار بيان مىكنيم.
١- مخاطب كيست؟
منظور از «كيستى»، جنسيت و سن مخاطبان است؛ مبلّغ بايد بداند كه مخاطبان او مرد هستند يا زن يا هر دو. همينطور بايد بداند كه مخاطبان در چه گروه سنى قرار دارند؛ كودك، نوجوان، جوان يا بزرگسال؟ دانستن اين موضوع، به تفكيك و چينش صحيح پيام،