تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٤٩
امام راحل قدس سره با كاربرد دو واژه گسترده «معنويات و اقامه عدل» تأمين دنيا و آخرت مردم را شغل اصلى پيامبران دانسته، مىفرمايد:
انبيا هم كه مبعوث شدند براى اين مبعوث شدند كه معنويات مردم را و آن استعدادها را شكوفا كنند كه در آن استعدادها بفهمند به اين كه چيزى نيستيم و علاوه بر آن مردم را ضعفا را از تحت سلطه استكبار بيرون بياورند. از اول انبيا اين دو شغل را داشتهاند؛ شغل معنوى- كه مردم را از اسارت نفس خارج كنند، از اسارت خودش خارج كنند، كه شيطان بزرگ است- و مردم و ضعفا را از گير ستمگران نجات بدهند ... اين دو شيوه را به عيان در قرآن و سنت و در عمل خود رسولاللّه مىبينيم؛ دعوت به معنويات الى حدّى كه بشر مىتواند به او برسد و فوق او و بعد هم اقامه عدل. «١» ٣- سياست و ديانت رسالت اصلى پيامبران، ارائه برنامه صحيح زندگى و برقرارى ارتباط سالم در ميان انسانهاست كهچيزى جز سياست ناميده نمىشود و جداكردن دين از سياست بههمان اندازه مضحك و ابلهانه است كه جدا كردن اكسيژن از آب و جدا كردن آرد از نان! قرآن مجيد، فلسفه آمدن پيامآوران الهى را اقامه عدل مىداند كه لبّ و هدف غايى سياست واقعى است:
«لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» «٢» ما پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و همراه آنان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به عدالت قيام كنند.
تعادل ميان سياست و ديانت، احياى ارزشهاى دينى و الهى كردن روند اجتماعى جامعه را در پى دارد و برعكس، جدايى دين از سياست، انزواى دين و شيطانى شدن سياستها را نتيجه مىدهد. شهيد مطهرى ضمن تحليل دوران پس از پيامبر صلى الله عليه و آله، جدايى