تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٤
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ...» «١» آنها خدا را درست نشناختند.
و اين عدم شناخت كافى، به خاطر پنهان يا غايب بودن خداوند نيست بلكه از بسيارى حضور و ظهور، عقل انسان توان شناسايى همهجانبه او را ندارد:
يا مَنْ هُوَ اخْتَفى لِفَرْطِ نُورِه الظَّاهِرُ الْباطِنُ فى ظُهُورِه بِنُورِ وَجْهِهِ اسْتَنارَ كُلُّ شَىْء وَ عِنْدَ نُورِ وَجْهِهِ سِواهُ فَىْء «٢» كى رفتهاى ز دل كه تمنّا كنم تو را كى بودهاى نهفته كه پيدا كنم تو را غيبت نكردهاى كه شوم طالب حضور پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدى كه من با صد هزار ديده تماشا كنم تو را «٣» ولى ناتوان بودن در شناخت واقعى و همهجانبه، دليل عدم شناخت نسبى نمىشود و همه انسانها بايد در حدّ توان خويش در شناخت خدا و صفات جمال و جلال و اسماى حسناى او بكوشند و مبلّغ دينى بايد با هر پيامى كه مىرساند، گامى مخاطب خود را به خدا نزديكتر كند و او را با مبدأ پيام آشنا سازد.
روش قرآن در شناساندن مبدأ پيام قرآن مجيد- كه خود مجموعه پيامهاى الهى است- بهترين روشها را در معرفى مبدأ خود به كار برده كه در مرحله نخست به مستقيم و غيرمستقيم تقسيم مىشوند؛ الف- روشهاى مستقيم: تعداد فراوانى از آيات قرآن، بهطور صريح اعلام مىكند كه آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله به مردم ابلاغ مىكند، پيام الهى است؛ «... امِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَالْكِتابِ الَّذى نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَالْكِتابِ الَّذى انْزَلَ